ذره بین سیاست
محمد رضا شجریان را بیشتر بشناسیم

دلايل اصلي پخش نشدن صداي شجريان است كه در گزارش تحليلي پيش رو به واكاوي اين موضوع خواهيم پرداخت.

*در اردوگاه دشمنان تابلودار

در جريان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري سال 1388، محمدرضا شجريان به عنوان خواننده‌اي مطرح شكوه و شكايت خود را به دامان بيگانگان برد و با مصاحبه‌هاي متعددي كه با شبكه‌هاي بيگانه انجام داد، خود را كاملا در اردوگاه دشمنان تابلودار نظام جمهوري اسلامي قرار داد.

مصاحبه‌هاي شجريان با بي‌بي‌سي فارسي، صداي آمريكا، سي‌ان‌ان، تلويزيون استراليا و ... به خوبي نشان داد كه شجريان هيچگونه اعتقادي به مباني اصلي نظام جمهوري اسلامي كه بر آمده از خواست و اراده عمومي ملت ايران است ندارد، به گونه‌اي كه در مصاحبه تيرماه سال 1388 با شبكه بي‌بي‌سي فارسي به نوعي مواضع دولت دهم را به انتقاد گرفت و هتاكي‌هاي فراواني را نثار شخص رييس جمهور قانوني مردم ايران كرد. وي در مصاحبه ديگر با همان شبكه كشور بريتانيا اين بار نه رييس جمهور بلكه مستقيما حضرت امام خميني (ره) آن يار سفر كرده را در تيررس سخنان نسجيده خود قرار داد و از اين كه صدايش بر تصاوير پياده شدن امام راحل از هواپيما در سال 1357 از تلويزيون پخش مي‌شود به شدت انتقاد كرد و اعلام كرد كه من اين آهنگ را براي ايشان نخوانده‌ام!

با مروري بر سخنان شجريان با رسانه‌هاي ضدانقلاب و مخالف جمهوري اسلامي شايد بهتر بتوان به عمق تفكر ضدانقلابي اين خواننده موسيقي سنتي پي برد.

شجريان در سال 1388، روز 15 شهريور ساعت 20 به وقت تهران در گفت‌وگوي مستقيم با شبكه تلويزيوني صداي آمريكا و در برنامه دو روز اول گفت: «واقعا اين انتخابات نبايد نتيجه‌اش به اين شكل در مي‌آمد. من فكر نمي‌كنم اينها بعد از اين بتوانند مملكت را اداره كنند، فقط مي‌توانند كنترل كنند و كار ديگري نمي‌توانند بكنند!»

شجريان در همين مصاحبه در پاسخ به سؤال يكي از بينندگان صداي آمريكا كه از او پرسيد آيا اگر در تهران هم بوديد حاضر به انجام با صداي آمريكا مي‌شديد، مي‌گويد: «بله، اگر در تهران هم بودم اين مصاحبه را مي‌پذيرفتم.»

مجري برنامه رضا فرهودي هم با زيركي تمام در لابه‌لاي سؤالات هنري و موسيقي، مسايل سياسي را نيز مطرح مي‌كرد كه به گفته كارشناسان، صداي آمريكا بهترين بهره‌برداري را از شجريان در راستاي مقاصد ضد ايراني خود برد.

مصاحبه شجريان با صداي آمريكا نشان داد كه اين خواننده كه قرار است متعلق به همه مردم باشد اينك از يك طرف به عروسك خيمه شب بازي دشمنان نظام و انقلاب اسلامي مبدل شده و از طرف ديگر به تريبوني براي مقاصد آشوب‌طلبان بدل گرديده است.

اما اين همه ماجراي شجريان نبود، بلكه او راه جديدي را آغاز كرد كه مصاحبه با بي‌بي‌سي، سي‌ان‌ان و شبكه تلويزيوني استراليا به نوعي چهره پنهاني خود را به خوبي نشان داد.

* شجريان: هراسي از زندان ندارم

مصاحبه شجريان با بي‌بي‌سي فارسي و در برنامه مستند «پژواك روزگار» لايه‌هاي انحرافي ديگري از افكار وي را براي همگان مشخص كرد.

وي كه در پژواك روزگار با صادق صبا، عامل صهيونيستي در شبكه تلويزيوني استعمار پير گفت‌وگو مي‌كرد كاملا نشان داد كه هيچگونه اعتقادي به انقلاب اسلامي و نظام اسلامي ايران كه بر آمده از خواست و اراده ملت بزرگ كشورمان است ندارد. انقلابي كه در به ثمر رسيدن آن هزاران هزار خون پاك جوانان به پاي آن ريخته شد و جنگ تحميلي هشت ساله و رشادت‌هاي متعدد مردم در ايستادگي هاي نهال انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) را پشت سر خود دارد.

اين مصاحبه كه روز يكشنبه بيست‌وششم ارديبهشت ماه سال جاري 1389 از شبكه بي‌بي‌سي فارس پخش شد شجريان را چهره‌اي ضدانقلاب و مخالف صددرصد جمهوري اسلامي نشان داد.

بخشي از سخنان شجريان با بي‌بي‌سي فارس را بخوانيد: «حقيقتش من از اولش هم انقلابي نبودم ولي دور و بر من همه‌اش افرادي بودند كه گرايش سياسي و چپي داشتند و مجبور بودم توي آن بچه‌ها باشم، چون اطراف من همه سياسي حرف مي‌زدند»

شجريان در اعتراض به پخش تصوير مبارك امام خميني (ره) بر روي تصنيف «ايران اي سراي اميد» به بي‌بي‌سي فارس مي‌گويد: «آن آهنگ يك حالت رستاخيزي را در جامعه نشان مي‌دهد اما ديدم كه اينها روي اين آهنگ تصوير آقاي خميني را نشان مي‌دهند كه دارد از پله‌هاي هواپيما پايين مي‌آيد، خب من اين آهنگ را براي ايشان نخواندم كه! و ديدم كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي دارد از آهنگ‌هاي من سؤاستفاده اينجوري مي‌كنند.»

شجريان در بيان گوشه ديگري از اعتقادات خود به حكومت اسلامي ايران در پاسخ به سؤال خبرنگار بي‌بي‌سي درباره دلايل اجراي اثر «بيداد» كه در سال 1361 اجرا شده، مي‌گويد: «بعد از چهار سال از به ثمر رسيدن انقلاب ديدم كه قول‌هايي كه داده شد كو؟ چرا دروغ گفتند و ... من هم خواندم ياري اندر كس نمي‌بينم ياران را چه شد»

شجريان در ادامه همين مصاحبه در پاسخ به صادق صبا رييس بخش فارسي بي‌بي‌سي كه از او مي‌پرسد اصولا نگران نيستيد كه حكومت ايران بخواهد با شما برخورد كند يا شما را بازداشت كنند، مي‌گويد: «نه، چه برخوردي بكنند؟ اصلا از زندان و بازداشت هراسي نيست!»

شجريان در همان مصاحبه مدعي مي‌شود كه در جامعه ايران يك خشم فرو خورده عليه جمهوري اسلامي وجود دارد و معقتد است كه مردم و حكومت در برابر يكديگر ايستاده‌اند.

با اين حال اگر محمدرضا شجريان و مواضع سياسي او تا قبل از اين مصاحبه، انتقاد به دولت دهم محسوب مي‌شد، اما اظهارات صريح و بي‌پرده او در مستند پژواك روزگار در بي‌بي‌سي فارسي به خوبي نشان داد كه مشكل ايشان فقط روي كار آمدن دولت دكتر محمد احمدي‌نژاد نيست بلكه او از ابتدا نيز با اصل جمهوري اسلامي و نظام ولايت فقيه مخالف بوده و در اين مدت شايد فرصت اعلام مواضع صريح خود را نيافته است.

البته تناقض‌‌گويي‌هاي فراواني هم در نظرات شجريان در اين برنامه وجود دارد. محمدرضا شجريان در گفت‌وگو با بي‌بي‌سي توضيح مي‌دهد كه در زندگي‌اش هيچ‌گاه گرايش سياسي خاصي نداشته ولي مي‌گويد كه هميشه با خواسته‌هاي مردم براي آزادي و دموكراسي هم‌سو بوده است، يعني از يك طرف خود را خارج از چارچوب‌هاي تعريف شده سياسي به حساب مي‌آورد و از طرف ديگر تندترين انتقادات خود را به رئيس جمهور و نظام جمهوري اسلامي بيان مي‌كند.

* گريه شجريان پشت دوربين شيطان بزرگ

محمدرضا شجريان با در آميختن هنر موسيقي سنتي و آواز با سياست آن هم از نوع اپوزيسيون خارج‌نشين ضدانقلاب به ريزش هواداران خود دامن زد، به گونه‌اي كه گفته مي‌شود خيل عظيمي از طرفداران خود را با مواضع ضدانقلابي از دست داده است.

محمدرضا شجريان در روز يكشنبه بيست‌وسوم خرداد 1389 و به مناسبت سالگرد بيست‌ودوم خرداد سالگرد شكست فتنه‌گران از ملت ايران، اينبار با شبكه تلويزيوني سي‌ان‌ان به گفت‌وگو پرداخت و در جلوي دوربين تلويزيون شيطان بزرگ گريه كرد و عليه جمهوري اسلامي ايران مواضع تندتري اتخاذ نمود.

شجريان به سي‌ان‌ان گفت: «در طول 31 سال گذشته حتي يك هفته يا يك روز هم احساس شادي نكردم!»

وي با سياه‌نمايي از وضعيت داخلي ايران مردم را اقشاري بدبخت و بيچاره ترسيم كرد كه گرفتار رژيم ديكتاتوري شده‌اند.

شجريان به سي‌ان‌ان گفت: «من هر جاي دنيا كه مي‌روم و مي‌بينم كه مردم خوشحال و شاد هستند دوست دارم، ولي در كشور خودم وقتي مي‌بينيم يك زن بدون پشتيبان در كنار خيابان مجبور به سيگارفروشي است ... من اين صحنه‌ها را نمي‌توانم ببينم.... (و اشك شجريان جاري مي‌شود.)

شجريان در گفت‌وگو با سي‌ان‌ان، هنر را ابزاري سياسي عليه حكومت‌ها و خصوصا جمهوري اسلامي ايران مي‌داند و مي‌گويد: «هنر در ذات خود يك نوع اعتراضه، براي همين حكومت‌ها، وقتي هنر پا به عرصه تقابل مي‌گذاره از اون وحشت دارند و مي‌ترسند!...»

* شجريان در تلويزيون استراليا: بايد دين از سياست جدا شود!

دامنه مصاحبه‌هاي شجريان با رسانه‌هاي ضد انقلاب هر روز وسيع‌تر و گسترده‌تر مي‌شود تا جايي كه پاي جناب شجريان حتي به شبكه اس. بي.اس استراليا هم باز شد و اين بار استاد آواز ايران پا را از سياست هم فراتر نهاد و مستقيما دين ملت مسلمان ايران را نشانه گرفت و خواستار جدايي دين از سياست شد. همان شعاري كه سال‌هاي سال است دشمنان بيروني و برخي فريب خوردگان داخلي آن را تكرار مي‌كنند.

شجريان در تلويزيون استراليا گفت: «30 سالي است كه مذهب در سياست وارد شده و حكومت را به دست گرفته و نتيجه بسيار بدي داشته است! و همه! به اين باور رسيده‌اند كه بايد دين و مذهب از سياست جدا شود...»

شجريان در پاسخ به سؤال خبرنگار شبكه تلويزيوني اس.‌بي.‌اس استراليا درباره اين كه با خواندن آواز دخترش در برابر مردان و ترانه‌هاي سياسي خود آيا قصد دارد با اين كارها با جمهوري اسلامي دهن‌كجي كند، مي‌گويد: «آن‌ها راه خودشان را مي‌روند و مي‌گويند قوانين الهي است و قابل تعويض نيست ... آنها كار خودشان را مي‌كنند و ما هم كار خودمان را مي‌كنيم.»

ديدگاه‌ها و اظهارنظرهاي محمدرضا شجريان عليه دين و مذهب و نظام جمهوري اسلامي و رييس‌جمهور قانوني در رسانه‌هاي ضد‌انقلاب، آنچنان با آب و تاب تمام پخش مي‌شد كه گويي شجريان هنر خود را مديون غربي‌ها است. اين در حالي است كه كه اگر زندگي شجريان از آغاز تاكنون را مرور كنيم خواهيم ديد كه در سال‌هاي آغازين انقلاب اسلامي سال 1357 او در يك منزل استيجاري در يكي از نقاط تهران زندگي مي‌كرد. طبق گفته خودش در گفت‌وگو با بي‌بي‌سي فارسي، برنامه مستند پژواك روزگار - اما اينك او به عنوان يكي از مردان ثروتمند ايراني محسوب مي‌شود.

كارشناسان امور فرهنگي و هنري معتقدند كه شجريان تمامي ثروت‌هاي هنري و مادي و معنوي خود را مديون انقلاب اسلامي است، چرا كه با وقوع انقلاب 1357 بساط بسياري از خوانندگان كوچه بازاري و سنتي برچيده شده و در واقع ميدان فعاليت به دست شجريان و يكي دو نفر ديگر افتاد و صدا و سيما نيز در معرفي او به مردم نقشي به‌سزا ايفا كرد.

* ربناي شجريان چرا پخش شود؟

با سيري كه در مواضع يكسال‌و‌نيم اخير محمدرضا شجريان داشتيم و بخش‌هايي از گفت‌وگو‌ها و ديدگاه‌هاي صريح وي درباره سياست و مذهب را بيان كرديم، حال جاي اين سؤال اساسي باقي است، فردي كه هيچگونه اعتقادي به نظام جمهوري اسلامي ندارد چرا و به چه دليلي بايد صداي او از رسانه ملي پخش شود؟

شجرياني كه با مواضع ضد انقلابي خود به نوعي وطن فروشي را در رسانه‌هاي جهان به عينه به نمايش گذاشت و در هر كشوري و در هر رسانه‌اي طبل رسوايي جمهوري اسلامي را به زغم خويش نواخت و حتي اوج بي‌اعتقادي خود را به امام امت، آن مراد ملت ايران نشان داد، چه ضرورتي دارد كه صداي چنين فردي كه با صراحت به باورهاي اعتقادي مردم ايران تاخته است، اينك در پاي سفره ارزشمند افطار پخش شود و به راستي چرا بايد ملت ايران با صداي فردي كه به ارزش‌هاي آنها خيانت و توهين كرده است، روزه خود را افطار كنند؟

در يكي از يادداشت‌هايي كه چند روز پيش در يك روزنامه مدعي اصلاح‌طلبي به چاپ رسيده بود، نويسنده ميان هنر شجريان و مواضع سياسي او تمايز قايل شده بود و خواسته بود كه مسئولان اين دو مقوله را با هم مخلوط نكنند! اين در حالي است كه جناب شجريان اين دو مقوله را آنچنان با هم مخلوط كرده كه اينك به هيچ عنوان نمي‌توان ميان آنها نقطه تمايزي قايل شد. مگر مي‌شود صداي ربناي شجريان آن هم در لحظه افطار را شنيد اما به ياد انتقاد او به پخش تصوير امام خميني (ره) بر روي آهنگ‌هايش نيفتاد؟ مگر مي‌شود پس از يك روز روزه‌داري، در لحظه افطاري صداي شجريان را بشنويد اما ياد مواضع ضدانقلابي او شما را آزار ندهد؟

بر همين اساس با صراحت تمام مي‌‌توان اذعان كرد كه امروز افرادي خواستار پخش صداي ربناي شجريان از صدا و سيماي جمهوري اسلامي هستند كه كمترين اعتقادي به نظام و انقلاب اسلامي ندارند چرا كه اگر كمترين دلبستگي به جمهوري اسلامي در هر فردي وجود داشته باشد بدون شك تحمل شنيدن صداي شجريان آن هم در لحظه افطار را ندارد و اميدواريم كه رسانه ملي، همچنان كه تاكنون اين صدا را پخش نكرده همچنان بر اين موضع خود استوار و پا برجا بماند.

منبع : خبر گزاری فارس

¤ نوشته شده در ساعت 10:23 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

علی لاریجانی کیست؟ یا بهتر او را بشناسیم

موسوي پس از 20 سال چهره كثيف و پليدش براي مردم نمايان شد اونم چه نماياني .

ولي اين لاريجاني قدرت طلب كه پس از شكست زشت و مفتهذانه خود در انتخابات رياست جمهوري نهم چنان در دل خود كينه احمدي نژاد بر دل دارد كه اگر احمدي نژاد بگويد روز است او مي گويد شب است . چه زود نمايان شد .البته از ريس مجلسي مثل لاريجاني كه  هنوز ريس جمهور دهم قانوني انتخاب نشده است به كانديداي قلابي و ديكتاتوري مثل موسوي پيام تبريك ميفرستد چه توقعي بايد داشت ،  با اين كاري كه لاريجاني در روز 30 خرداد 89 با 134 نماينده جيره خوار و شكم پرست انجام داد نمي دانم كه با چه رويي مي تواند به خدمت اقا برود ، نمي دانم اين لاريجاني در طول اين مدت كه در مجلس هست به غير كينه هاي خود نسبت به احمدي نژاد خالي كردن چه كاري براي ملت انجام داده است در خانه ملت . ايا وقت ان نرسيده است كه در تصميمات خود براي دورههاي بعدي انتخابات چه شوراي شهر و روستا ، مجلس شوراي اسلامي ، رياست جمهوري اين چنان تفكرات را به زباله دان تاريخ راهنمايي كنيم .

ايا ما ملت بايد  در انتخابات بعدي خود افرادي چون  شهيدان بزرگواري مثل چمران و مطهري – بهشتي و همت – زين الدين ويا مراجعي مثل ايت الله مرعشي نجفي داشته باشيم كه روزه ميگرفت تا يك جلد كتاب خطي تهيه كند و يا با نماز خواندن براي افراد كتابهاي گرانبهاي براي ما به ارث گذاشت نه مثل بعضي از اين مراجع كه دنيا طلبي و قدرت طلبي انها را همه ملت با بصريت به كررات ديده اند كجا رفتند اون افرادي كه مخلص و ساده انديش بودند ولي مشكل از ماست كه به جاي اون افراد انقلابي و فداكار و معنوي افرادي را در انتخابات خود انتخاب كرده ايم نظير اين لاريجاني قدرت طلب و فاطمه حقيقت جو و خاتمي كروبي و مهاجراني و گنجي و... چه جوابي در اخرت به شهداي انقلاب خواهيم داد ؟

ايا وقت ان نرسيده كه مثل انتخاب دهم هميشه انتخابات خود را به بصريت انجام دهيم تا افرادي كه غوغا سالار و قدرت طلب و شكم پر كن و مادي گرا هستند براي هميشه به تاريخ بپيوندانيم .

 

¤ نوشته شده در ساعت 08:50 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

علی لاریجانی موسوی دوم ---دانشگاه ازاد و مجلس شورای اسلامی

علی لاریجانی اون شکست زشتی که در انتخابات نهم ریاست جمهوری خورد هنوز در دل نگه داشته است و انتقام اون شکست را از ملت دارد میگیرد و روزی خواهد رسید که موسوی دوم که همان لاریجانی باشد چهره زشتش برای همه نمایان شود .

واما نامه دانشجویان انجمن اسلامي دانشجويان مستقل و انجمن اسلامي دانشگاه امير كبير اراک 

به گزارش فارس، متن نامه سرگشاده انجمن اسلامي دانشجويان مستقل و انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير اراك خطاب به علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي به شرح ذيل است:

بسمه تعالي
امام خميني (ره) مجلس را در (راس امور) و (عصاره فضايل ملت) تلقي مي‌نمودند چرا كه مجلس تجلي حاكميت ملت و نبض تپنده حركت‌هاي سياسي-اجتماعي است و رياست مجلس به عنوان راس اين حاكميت ملي نقشي بسيار نافذ و موثر دارد. از آنجا كه مسئولان دانشگاه آزاد با كمك برخي نمايندگان مغرض مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره اساسنامه اين دانشگاه را لغو و بر وقف اموال اين دانشگاه تاكيد كردند بر آن شديم كه نكاتي چند را متذكر شويم تا اتمام حجتي براي مسئولين باشد.

جناب آقاي علي لاريجاني!
سلام عليكم

هنوز چند ماهي از حماسه مردم در مقابل فتنه انتخابات نگذشته است كه چراغ سبز فتنه‌اي ديگر را شاهد هستيم.
چه فريبكارانه مهره‌هاي شطرنج بازيتان را چيده‌ايد! عباسپور- برادر خانم آقاي جاسبي - ، دكتر نورا -نماينده مردم سيستان و بلوچستان و نقوي - عضو هيات علمي واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد در موافقت با اين طرح در مجلس سخن مي‌رانند و پس از تصويت طرح، خبرگزاري‌هاي مهر و ايسنا كه فعاليت‌هايشان در فتنه انتخابات سال 88 به نفع جناجي خاص بر هيچ كس پوشيده نيست هم بر طبل اين رسوايي مي‌كوبند و بيانيه مجهول الهويه از خود صادر مي‌كنند.

اما رياست محترم مجلس شوراي اسلامي!
شما چه كرديد؟ نقش شما در اين ميان چه بود؟ آيا علي(ع) نفرمودند كه حق گوييد تا به حق شناخته شويد، ما مصداق اين مهم را در شما نمي‌بينيم ؟! چه ننگ و رسوايي بزرگي است براي مجلس اصولگرا! آيا نشنيديد يا نمي‌خواهيد گوش فرا دهيد كه امام خامنه‌اي فرمودند: مجلس نبايد مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي را نقض كند؟
آيا بيت‌المال مسلمين را از كيسه خليفه خويش مي‌بخشيد؟ ما از شما توقع چنين خطاي فاحشي را نداشتيم! آن روز كه در مقابل خم و راست شدن‌هايتان در برابر سران فتنه هشدار مي‌داديم، اين روز را مي‌ديديم!

اين چه قانوني است كه براي عده‌اي مصونيت قايل شده است؟ اين چه قانوني است كه تنها دانشگاه آزاد را از هفتاد قانون آزاد مي‌كند؟ مگر نه اينكه در سال 85 نام دانشگاه آزاد به عنوان يكي از پنج زمين خوار بزرگ پشت تريبون مجلس قرائت شد؟ اين چه قانوني است كه تصرف اراضي ملي را قانوني مي‌داند؟
آيا حكايت شعبان بي مخ‌هاي آقاي جاسبي را شنيده‌ايد؟ آيا شنيده‌ايد بر سر برخي دانشجويان معترض چه بلايي آورده‌اند؟
چگونه مي‌خواهيد پاسخگوي اين خيانت بزرگ به نسل‌هاي آينده باشيد؟ آيا عادت كرده‌ايد كه هر كجا ملت "نه بزرگ " به شما گفتند با سر و ته كردن موضوع، خواسته خويش را عملي سازيد؟

اگر با شهرام جزايري‌ها و ديگر مفسدين اقتصادي برخورد اسلامي شده بود امروز اين چنين مجلس براي هم قسم شدن با ديگر مفسدين كف نمي‌زد!

چگونه است كه قوه مقننه اين چنين خود را وام دار دانشگاه آزاد مي‌داند؟ مي‌توان حدس زد از كجا آب مي‌خورد آنجا كه آقاي جاسبي ارديبهشت 81 مي‌گويد: "اين همه به نمايندگان سرويس مي‌دهيم و متقابلا ما بايد از حمايت نمايندگان برخوردار باشيم "

آري اينك در آستانه انتخابات نمايندگان مجلس اين سخن امام خميني(ره) را بار ديگر مرور خواهيم كرد كه: "نگذاريد در مجلس شورا اشخاصي بروند كه آنها با قدرت‌هاي بزرگ پيوستگي دارند.

¤ نوشته شده در ساعت 03:17 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

ملت با بصیرت در ۱۴ خرداد
نكاتي كه اين روزها بايد ياد اور شد و نوشت از اين قرار است كه حادثه اي كه در روز 14 خرداد ماه 89 در حرم مطهر امام رخ داد . به نظر من اين حادثه يك حادثه عبرت اميزي بود براي خواص بي بصيرت كه بايد حواسشان را خوب جمع كنند كه ملت ا نقلابي و با بصيرت ايران اسلامي با هيچ كس تعارفي ندارد و تمام مسولان محترم وابسته به هر نهاد و يا شخصي كه باشند زير نظر چشمان تيز بين ملت قرار دارند و امروز پس از شاخص ها و كد هايي كه رهبر فقيد انقلاب اسلامي ويا بهتر بگويم معمار كبير انقلاب اسلامي امام خميني ( ره) در طول حيات مباركشان براي ملت و يا حتي انسانهاي ازادي خواه دنيا ترسيم كرده اند انچنان ملت ايران را بيدار كرده است كه از يك حس بصيرت فوق العاده اي برخور دار شده اند كه خود مي دانند كه كي و چگونه فتنه را خنثي و چگونه و با چه ارايشي بي بصيرتها و افراد هرزه گو و دروغگو و كساني كه از نام شهدا و انقلاب امام سوء استفاده مي كنند را به سر جايش بنشانند . اين مقدمه اي بود كه وارد بحث حادثه 14 خرداد شويم : براي ملت ايران چند چيز حائز اهميت فوق العاده اي است : اول نظام جمهوري اسلامي ايران دوم امام امت امام خميني (ره) و سوم رهبري عزيز محترم حضرت ايت الله خامنه اي حال كسي كه بخواهد خدايي ناكرده بي احترامي به اين ركن ها كند چنان سيلي از ملت با بصيرت خواهد خورد اگر اون شخص نوه امام، حسن مصطفوي (خميني ) باشد . اقاي سيد حسن مصطفوي در طول اين مدت نزديك به 1 سال از حادثه 22 خرداد ماه 88 (كه ملت چنان به صحنه امدند كه دنيا را بهت زده كردند و در اخر ريس جمهوري را انتخاب كردند كه باعث سر افرازي ملت ايران شد در دنيا) مي گذرد تماما با فتنه گران نشين و برخاست مي كرد و در بيشتر جلسات انها شركت ميكرد تا انجا كه حتي به خود زحمت نداد كه در جلسه تنفيذ رياست محترم جمهوري شركت كند ، انجايي كه طرفداران دوستانش شعارهاي انقلابي ملت را وارنه فرياد زدند و اين حس اقا لب به سخن نگشود ، عكس امام را اين فتنه گران پاره كردند لب به سخن نگشود ، برنامه شاخص از صدا و سيما پخش شد ديدند كه چگونه فتنه گران دارند رسوا مي شوند لب به سخن گشود و صدا سيما را زير سوال برد در مراسم عروسي فرزندان سران فتنه شركت مي كرد . اقاي حسن اقا ايا جلسه تنفيذ رياست محترم جمهوري مثل جلسه عروسي فرزند سران فتنه هم براي شما نيست تا كي بايد ملت با بصيرت اشتباهات پي در پي شما چشم پوشي كنند و خشم خود را نسبت به كارهاي نسنجيده شما فرو نشانند ، اينجاست كه در روز 14 خرداد عقدهاي ملت بيرون مي زند و چنان درسي به خواص بي بصيرت مي دهند كه بايد درس عبرتي باشد براي ديگر افرادي كه دنباله رو اين حركات ناشايست هستند. كه حتي اگر اون شخص حسن اقا هم باشد و بخواهد با دشمنان دروني نظام رفت و امد كند و از انها حمايت كند چنان سيلي از دست مردم ميخورد كه تا ابد در حافظه يش باقي بماند. اقاي حسن اقا ( به نقل از رجا نيوز) با پوزش فراوان و ناراحتي زياد بايد گفت متأسفانه امروز سيدحسن خميني خواسته يا ناخواسته در چنبره مخالفان امام گرفتار آمده است و بايد او را از اين حلقه مخالف امام خلاص كرد. سيدحسن متعلق به امامي است كه حفظ نظام جمهوري اسلامي را اوجب واجبات و نه از اوجب واجبات مي‌دانست. سيدحسن متعلق به امامي است كه مي‌فرمود من با احدي عقد اخوت نبسته‌ام و نظر مثبت من به افراد تا زماني است كه در خط مستقيم اسلام باشند، سيدحسن فرزند محترم امامي است كه دل پركينه‌اي از ليبرال‌ها و منافقين داشت و مي‌فرمود تا من زنده هستم اجازه نخواهم داد ليبرال‌ها و منافقين اسلام اين مردم بي‌پناه را تباه كنند. سيدحسن فرزند‌زاده امامي است كه براي رأي مردم ارزش قائل بود و آن را ميزان مي‌دانست. سيدحسن فرزند محترم امامي است كه يك تار موي كوخ‌نشينان را با همه كاخ‌نشينان معاوضه نمي‌كرد، سيدحسن فرزند محترم امامي است كه عزم خود را براي ريشه‌‌كن كردن اسرائيل غاصب جزم كرده بود، سيدحسن فرزند محترم امامي است كه مي‌فرمود ما آمريكا را زير پا مي‌گذاريم و نيز مي‌فرمود ما پرچم اسلام را بر قلل رفيع دنيا به احتزاز درخواهيم آورد و... خوب حالا سيدحسن با اين همه رسالت عظيم بايد در خط مقدم مقابله با فتنه‌گراني باشد كه پس از انتخابات آبروي نظام را به تاراج گذاشتند و تا پاي انحلال نظام پيش رفتند و وقتي در اهداف شيطاني خود ناكام شدند فراخوان وحدت دادند كه منظورشان تجديدقوا براي تهاجمي تازه عليه نظام و امام بود و البته نتوانستند كسي را فريب دهند. مردم به درستي و از سر خيرخواهي از سيدحسن مي‌خواهند به راه روشن حضرت امام خميني و سيره با صفاي پدر بزرگوارش مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمين سيداحمد خميني (ره) باز گردد و اين خواسته خود خواهانه‌اي نيست. سيدحسن بايد نوه امام باقي بماند. و در پايان هم نكاتي به بعضي از خواص از جمله علي لاريجاني و ... عرض كنم كه ملت ايران با هيچ كس تعارف ندارد كسي كه بخواهد از نظام براي پست و رياست خود هزينه كند چنان درسي به او خواهند داد كه اين روزها بر سر غول ثروت اندوز و رياست طلب هاشمي اورده اند.
¤ نوشته شده در ساعت 09:24 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

اطلاعات ايران اسلامي و بزرگ و اطلاعات امريكا طبل تو خالي

كشور امريكا سالهاست كه دنبال يك تروريست به نام بن لادن است و در پي به دام انداختن ان تا كنون هزاران نفر از افراد بي گناه را به خاك و خون كشيده است و يك كشور را اشغال كرده و زندگي ملت افغانستان را به جهنم تبديل كرده است  ولي هنوز از بن لادن خبري ندارند . تا جايي كه هزاران نفر از افراد بي گناه به زندانهاي مخوف گوانتانمو برده اند و چه بسا افرادي كه در اين زندانها در زير شكنجه جان خود را از دست مي دهند. اين است اطلاعات امريكا كشوري كه ادعاي ابرقدرتي مي كند .

اما جمهوري اسلامي ايران كشوري متمدن بزرگ انقلابي و ... چنان تروريست شرق كشور را به دام مي اندازد بدون انكه قطره اي خون از پيشاني كسي بريزد و اون تروريست عبدالمالك ريگي را به چنگال عدالت و قانون ايران اسلامي مي سپارد ، اري اينجاست كه به غيرت و قدرت ايراني بايد افتخار كرد و احساس غرور به انسان حاكم مي شود كه بگويد من يك ايرانيم . و اينجاست كه به تعبير رياست محترم جمهوري اسلامي ايران پي مي بريم كه ايران توانايي اداره جهان را دارد و اين قدرتهاي غربي عددي نيستند كه بتوانند دنيا را اداره كنند. و در مقابل كشوري با تمدن هزاران ساله و با اعتقادات مذهبي خود به دين اسلام واقعي و ائمه اطهار (ع) و سربازي امام زمان (عج) و نه اسلامي كه اين عربهاي بي غيرت كه لكه ننگي هستند در جامعه بشري اين دوران . زنده باد ايران و غيرت ايراني .  

¤ نوشته شده در ساعت 11:58 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (1)

سخن اخر
اوضاع و احوال اين روزهاي كشورمان ايران اسلامي چنان گيرو دار اين فتنه جويان زمان و يا بهتر است بگوييم يزيديان زمان شده است و غرور و تعصب ملي و مذهبي خودمان اجازه سكوت و دست روي دست نهادن را نمي دهد . انچنان اين فتنه جويان و يزيديان زمان در حال اسب دواني خود هستند كه گويي همه كر و كور شده اند و فقط اين فتنه جويان همه چيز را مي دانند . اينجاست كه بايد مطالبي به گوش همه جهانيان و استكبار خونخوار امريكا و طرفدارانش در خاك ايران اسلامي برسانيم كه اگر ملت ايران اسلامي تا اينجا صعه صدر از خود نشان داده است از ترس و بي غيرتي نيست ، ديگر جاي سكوت و دست روي دست گذاشتن نيست ديگر به انجا رسيده است كه فتنه گران و سران اين طيف كوچك و قليل جاي براي سكوت نگذاشتند . دوستان و هميهنان گرامي ديگر به چه بايد توهين مي شد كه نشد ؟ اگر اون روزي كه يكي از سران فتنه به نام موسوي ريس جمهور يك ملت را دروغگو و بد اخلاق مي خواند دهانش را خورد كرده بوديم به خودش اجازه نميداد كه با طرفداران بي قانون خود شعارهاي بزرگ امام امت را جوري ديگري بگويند . ديگر چه بايد مي شد که نشده است؟ به چه بايد جسارت مي کردند که نکرده اند؟مگر ما به جز عاشورا و امام حسين (ع) چه ديگر داريم كه به خاطرش بخواهيم به اب و اتش بزنيم . ديگر اين امويان زمان چه چيز را باقي گذاشته اند ؟ ولي در اين جا چند سوال به ذهن مي رسد كه:  آن روشنفکر مسلکان جماران نشين چرا سکوت کرده اند؟ مدعيان دروغين خط امام کجايند و مسئولين قضايي کشور کجا؟ مگر خط قرمز ما بي احترامي نسبت به ولايت فقيه نبود مگر خط قرمز ما بي احترامي نسبت به سيد الشهدا نبود كجائيد مسولين قضايي ؟بيائي يك بار هم كه شده اين دندان كرم خورده را از بين ببريد ( وقتي كه انسان يكي از دندانهايش كرم مي خورد در صورتي كه مدتهاي زيادي در هضم غذا به انسان كمك كرده است ولي اگر اين دندان كرم خورده را از بين نبريم هر روز مكافات عمل و درد داريم چرا اون را از بين نبريم )  از کف و سوت هاي فاطميه و رقاصي هاي خياباني به سادگي گذشتيم که اين گونه کار به هتک حرمت پرچم سياه سيدالشهداء رسيده است و اکنون آيا بايد باز هم بايد نشست و سکوت کرد؟ بايد به آتش کشيده شدن قرآن کريم را هم با سعه صدر نشست و ديد؟امروز ديگر همه مي دانند، فتنه اي که از بعد انتخابات آغاز شد نه بر سر تقلب بود و نه بر سر تخلف. بهانه اي بود براي آنان که بغض انقلاب و امام را در سينه داشتند و فرصتي بود براي آنان که با دين و اسلام سر نزاع داشتند و البته جمعي هم در اين ميان فريب ياوه سرايي هاي رهبران فتنه موسوي و كروبي و خاتمي  را خوردند.چه طرح ريزي هايي در اون برج قيطريه كرده بودند كه كار به اينجا كشيده است ؟ چه فكري در سر خود داشت اون بت بزرگ كه اون نامه سراسر كينه توزي به مقام رهبري نوشت .ان گاه که در جامعه اسلامي فتنه بالا بگيرد، ديگر جاي مماشات و دست رودست گذاشتن نيست. قرآن کريم مي فرمايد:«الفتنه اشد من القتل.» و نيز تصريح مي کند:«و قاتلوهم حتي لاتکون فتنه و يکون الدين لله.آن فتنه گري  که ادعاي نخست وزيري امام را داشت، اکنون کجاست؟ چرا از جسارت به ساحت اهل بيت نگران نمي شود؟ چرا از آتش زدن عکس معماربزرگ انقلاب   خميني کبير نگران و ناراحت نشد؟ چرا بعد از هتک حرمت حرم حضرت معصومه ابرو در هم نکشيد؟ چرا از کف و سوت و هورا کشيدن هاي شام تاسوعا در جماراني که هنوز يادآور خطابه هاي حماسي امام(ره) است، متاسف نشد؟ اين است خط امام؟  ايا پيروي از خط امام اين است كه در صحن مطهر حضرت معصومه هرچه از دهان اين طرفداران اين موسوي كثيف در امد بگويند .وقايع عاشورا اگر چه تاسف بار بود اما در عين حال جنس پايگاه اجتماعي دو جريان اکثريت و اقليت را به تصوير کشيد. همه ديدند غوغاسالاران( موسوي كروبي خاتمي) جز مشتي قانون شکن و دين ستيز نيستند و اکنون ديگر نه صبر جايز است و نه سکوت. ديگر مجالي براي ايستادن و مسامحه نيست. که اگر اين خط همين جا نشکند، همه و همه مسئول اتفاقات و حرمت شکني هاي بعدي خواهيم بود.**نمي خواهيم ساليان بعد بگويند:«ما اهل تهران نيستيم علي تنها بماند!» امروز بر همه مسلمانان، علما، طلاب و حوزه هاي علميه، دانشجويان و اساتيد دانشگاه ها، مسئولين و صاحب منصبان، کارمندان و کارگران و اقشار مختلف مردم فرض است که از عمق وجود در مقابله با حرمت شکني هاي اقليتي حقير بخروشند و فتنه گران را سر جاي خود بنشانند. اگر عاشورا رقم خورد به اين خاطر بود که جمعي حقيرانه سکوت کردند. آنان که مي فهميدند و مي دانستند ماجرا از چه قرار است، سر در گريبان گرفتند و لب فروبستند. و امروز نمي خواهيم ساليان بعد در تريبون ها بگويند:«ما اهل تهران نيستيم علي تنها بماند!» ما آزادگي را از حسين آموختيم و از راه حسين جدا نخواهيم شد.آن گاه که اميرالمومنين به جنگ فتنه گران رفت، با کساني جنگيد که هنوز ادعاي ديانت داشتند. پياده نظام هاي فتنه کنوني که حتي در عمل هم از دين مي گريزند. آن روز علي چشم فتنه را درآورد و فرمود:«من فتنه را نشاندم و کسي جز من شجاعت اين کار را نداشت، از آن پس که موج تاريکي آن برخاسته بود و گزند آن همه را فراگرفته بود.»و اکنون بايد با فتنه گران به مواجهه پرداخت. ديگر دوران مسامحه به سر آمده است. کسي چون کروبي که اين چنين ياوه سرايي مي کند بايد محاکمه شود. علي در نهروان به جنگ کساني برخواست که پيشاني هايشان از سجده پينه بسته بود. او در صفين به جنگ کساني برخواست که قرآن بر سر ني داشتند و ادعاي ديانت مي کردند. امير در جمل با کساني مبارزه کرد که همراهي ام المومنين عايشه را با خود داشتند. و حسين در كربلا به جنگ با عمربن سعدي رفت كه اگر ميخواستند او را پيدا كنند در مسجد مي يافتنش. و امام رضا (ع) به دست كسي شهيد شد كه اون ملعون خود را عموزاده امام برمي شمارد. پس  اينجاست كه ديگر نه سابقه انقلابي مصونيت دائمي و تمام و کمال مي آورد و نه ادعاي دينمداري. آنان که همگام با دشمن، حيثيت ايران اسلامي، بزرگترين کشور شيعي جهان را به بازي گرفته اند بايد سر جايشان بنشينند. بديهي است در صورت مماشات مردم خود مي توانند آنچه را که بايد به انجام برسانند مي رسانند. خدا اون روزي را نياورد كه ملت ايران اسلامي با كفن هاي پوشيده شده راهي تهران شوند و اين سران فتنه جو را به دار اويخته .و اما سخني هم با اون اژدهاي هفت سر كه به نظر من تمام اين بدختي ها زير سر اين خانواده دنيا طلب و ثروت اندوز و زياده خواه هاشمي رفسنجاني است كه خدايا به اين ماه قسمت مي دهيم كه چنان اون را خوار و ذليل بكن و بعد به اون دنيا بفرستش .هاشمي رفسنجاني ايا وقت ان نرسيده كه دختر خانمت را از بي احترامي به عزاداران امام حسين منع كني ؟ ايا وقت ان نرسيده كه ديگر به فرزندت بگويي كه پول اين بيت المال را به جيب اين فتنه گران نريزد و ايا هنوز وقت مصلحت اقتضاء نکرده است که ايشان کمي نگران شوند؟! اقاي هاشمي متاسفم براي شما كه چنان فرزنداني تربيت كرده ايد كه ابروي نظام و مذهب و اسلام را به تاراج گذاشته اند  . اقاي هاشمي به نظر شما كسي كه نمي تواند فرزندان خود را درست تربيت و به جامعه تقديم كند بهتر نيست كه خفه شود و از ياوه گويي بپرهيزد . كاش به اندازه يك سر سوزن از غيرت و تعصب ايت الله خزعلي هم نصيب شما ثروت اندوزان و دنيا پرستان ميشد؟ ولي در پايان به قول دانشجويان بسيجي :ضمن هشدار نسبت به عواقب و پيامدهاي جريان فتنه که هر روز در مسير راديکاليسم مي تازد، از همه اقشار مردم دعوت مي کنيم تا حضورشان در صحنه را براي تاريخ به ضرب المثل تبديل کنند و نيز از مسئولين مي خواهيم مسامحه را پايان دهند و هشدار مي دهيم که نقش بايسته خود را خوب مي شناسيم."
¤ نوشته شده در ساعت 10:32 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

مرگ بر يزيديان زمان موسوي - ممد خاتمي - كروبي

در پی هتک حرمت به کتاب اسمانی قران کریم و همچنین بی احترامی به عزاداران سید و سالار شهیدان حسین ابن علی (ع)  و بی احترامی نسبت به ولایت مسلمین توسط فرقه موسوی و یا جنیش سبز اموی این حادثه را محکوم و ارزوی ذلت و خواری  از خداوند برای یزیدیان زمان میر موسوی - ممد خاتمی - کروبی داریم و به انتظار محاکمه این فتنه گران را در دادگاه عدالت می کشیم . انشالله

و امیدواریم که به خون ریخته شده سید الشهدا هر چه سریعتر ریشه این امویان زمان را بکند.

انشالله

هرچه بدبختي ما داريم زير سر اون بت بزرگ اژدهاي هفت سر هاشمي رفسنجاني است كه با اون نامه تحريك اميزش به مقام معظم رهبري تمام اين كارها را رهبري مي كند .

 مرگ بر اين اژ دهاي هفت سر


¤ نوشته شده در ساعت 08:18 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

جنبش سبز علوی

 شکست دیگر برای جنبش سبز امویان در مقبل جنبش سبز علویان .

این شکست بزرگ جنبش سبز امویان را به تمامی دلسوختگان نظام و رهبری و دولت خدمتگذار تبریک عرض می نمایم و اینجا از افرادی که به تهیه و تنظیم این جنبش سبز علوی شکست دیگری را در کارنامه این امویان زمان خاتمی - موسوی - و کروبی گذاشتند صمیمانه تشکر می کنم . و امید وارم که این امویان دست از این کارهای منافق جویانه خود برداشته .

¤ نوشته شده در ساعت 08:56 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (1)

اوضاع و احوال طرح وحدت ملی
این روزها طرح وحدت ملی در گوشه و کنار شنیده می شود .طرحی که اقای هاشمی رفسنجانی به همراه چند نفر از ریش سفیدان نظام در حال بحث و نظر است . اول باید نکته ای را به اقای هاشمی رفسنجانی گوش زد کرد که اقای هاشمی ایا بهتر نیست شما اول به فرزندان و خانواده خود به وحدت نصف و نیمه ای برسید تا جایی که  فرزند شما فانزه خانم برای هدایت اغتشاشات در خیابان ازادی به تعبیر شما برای خوردن ساندویچ رفته اونجا برسید ، بعد نسخه ای برای نظام بپیچید . اقای هاشمی اگر شما فرزندان خود را کمی هدایت کنید فکر کنم نظام هیچ مشکلی نداشته باشد . ایا بهتر نیست کمی وقت بگذارید و فرزندان خود را به حیف و میل کردن اموال بیت المال که انگار مال هفت جد شما بوده ارشادشان کنید . ایا بهتر نیست که اگر نمی توانید راه خود را با فرزندان خود درست کنید لااقل راه خودتان را جدا کنید ؟ اقای هاشمی کاش ذره ای مثل ایت الله خزعلی  غیرت و تعصب کشورت داشتی که وقتی نتوانست فرزندش را از بیراهه بیرون بیاورد با اون برخورد کرد و از خودش طرد کرد.  اقای هاشمی کسی که نتواند  فرزندانی مثل بقیه افراد جامعه تربیت و تحویل دهد حتی لیاقت یک مدیر کلی هم ندارد چه رسد به جایگاه مجمع تشخیص مصلحت .اقای هاشمی ایا تا بحال از خود پرسیده اید که شکستهای پی در پی شما در جامعه سیاست چیست؟ شما را انقدر سیاست مدار می شماردند اطرافیانتان که بیش از 16 سال است شکست می خورید .شما را در عالم فقه و اخلاق و مذهب دانشمند می دانند این چه نوع دانشمندی است و چه نوع ایت الله است که نمی تواند فرزندان خود را درست تربیت کند تا جایی که فرزندان شما فکر می کنند که این مملکت مال هفت جدشان است . . اقای هاشمی شما یک سیاست مدار مرده هستید که در کما است جسمی هست ولی روح و روانی دیگر در کالبدتان نیست این است اخر و عاقبت انسانهایی اشراف گرا .اقای هاشمی از نظر ملت شما به کما رفته سیاست هستید و ملت اون لحظه را نظاره گر هستند که وسایل پزشکی را از شما دور کنند و به زندگی خود پایان دهید . کاش دیگر عزیزان هم فکر شما از جمله اقایان کروبی و موسوی و خاتمی هم بیشتر به فکر خودشان بودند و اینقدر نظامی که با خون هزاران شهید گرانقدری که یک تار مویشان از زندگی شما اشراف گر ها ارزشش بیشتر بود نظام را اذیت نمی دادنند ولی این اقایان هم کور خوانده اند مردم با فهم ترند از ان که فکرش می کنند . مگر این اقای کروبی نبود که می گفت به هر ایرانی ما هانه 70 هزار تومان پول می دهم چرا بیشتر 400 هزار رای نیاورد ایا این جوابی محکم نیست . مگر اقای موسوی نبود که می گفت قانون در کشور مان نیست مسولین قانون گریز هستند مسولین اخلاق گرا نیستند اقای موسوی قانونمندی شما و اخلاق شما را هم دیدیم و همچنین اقای خاتمی هم که دیگر یک مرد شکست خورده سیاست شده است یه کم به مغز خود فشار اورید و بدانید که ملت دیگه گول این افکار پلید شماها نمی خورند و دنباله رو مقام معظم رهبری می ایستند و با ریس جمهور مکتبی وعاشق ولایت خود پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی می کنند . در پایان هم خیلی متاسفم برای اقای حسن خمینی که گول این چنین افکار جواب پس داده و ازمایش شده در انزار عمومی می خورد و دنباله رو اونهاست و این را بداند که کسی که بخواهد با مردم بد رفتاری کند و بدنه نظام و خون شهیدان را پایمال کند و خون به دل پدر پیر مان مقام معظم رهبری بکند اگر اون فرد نوه امام هم باشد از ملت طوی دهنه می خورد همانطور که اون نوه امام راحل  حسین خمینی در زمان امام از منظر امام طرد شد و گوشه نشین شد . و اما نکته اخر هم به علی مطهری عرض می کنم : جایی بسی تاسف است که افرادی خود را به بدنه نظام چسبانده اند که گویی هیچ چیز از انصاف و اخلاق و ... نمی دانند ادم وقتی به سخنان زشت و پلید نماینده یک کشور مثل علی مطهری گوش می دهد خیلی تاسف می خورد ایشان در نطق خود فرمایش داده اند که باید اقای احمدی نژاد از مردم عذر خواهی کند من نمی دانم این اقای احمدی نژاد چنان قدرتی دارد که اقای مطهری را اینطور بر اشفته کرده و برایش پیروزی دکتر احمدی نژاد قابل هضم نیست . اقای مطهری باید به بدنه ملت بپیوندی مثل اقای دکتر احمدی نژاد اقای مطهری شاید دکتر احمدی نژاد باید از هنوز اعلام رسمی نشده نتایج انتخابات برای خود کنفرانس پیروزی گذاشت عذر خواهی کند ؟ شاید عذر خواهی از کارهایی که در چندین نوبت مردم را برای هیچ سند و مدرکی به کف خیابانها می ریخت ؟ شاید عذرخواهی از اینکه طرفدارانش به مردم و نیرو های انتظامی و بسیجی و مساجد حمله کردند ؟ شاید عذر خواهی از اینکه فردی که نه مرده و نه کشته شده است برایش مجلس ختم گرفت و در ان شرکت کرد ؟ شاید عذرخواهی بخاطر اینکه به نظام و خون شهیدان و به وصیت نامه  امام راحل پشت کرد ؟ و شاید به خاطر ان که اقای احمدی نژاد به افرادی همچون شما علی مطهری و باهنر و دیگر همفکرانتان محلی نمی گذارد . علی مطهری واقعا که حیف نون برای شما . در طول این مدت کتابهای پدرت استاد مطهری را چندین بار مطالعه کردم اصلا برایم قابل قبول نیست که شما با این حرفهای نسنجیده تان فرزند استاد مطهری باشید .   
¤ نوشته شده در ساعت 03:55 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

عدالت در جامعه امروزی
این روزها چنان واژه عدالت در جامعه تعاریف متفاوتی از اون به میان می اورند و چه کارها و چه سوء استفاده هایی که از این کلمه نمی شود . عدالت واژه ای است که به ذهن هر انسان متوسط به پایین که خطور می کند احساس امنیت و خوشحالی از رهایی بی عدالتی در جامعه می کند ولی این واژه در هر مکانی که از او صحبت می شود برای یک عده از افراد مرفه و ثروتنمد که خون دل مردم را مکیده اند و برای خود تخت و تاجی سر هم کرده اند به مذاقشان خوش نمی اید . اری ! عدالت این روزها چنان در بوق کرنا قرار گرفته است که فکر کنم خود واژه هم از خودش بدش امده است . این روزها عدالت معنایی متفاوتی پیدا کرده است و برای هر فرد و یا گروهی معنا های بخصوصی دارد .این روزها عدالت چنان در جامعه برقرار است که یک فردی در دور افتاده ترین رو ستاها و مناطق کشور به خاطر 500 هزار تومان به زندان افتاده و خانواده ای را ویران کرده ولی در بین اقا زاده ها حرف از میلیاردها تومان پول زبان بسته ، اختلاص و دست بردن به اموال بیت المال است که برای حفظ جان این عزیزان محافظ هم قرار داده اند تا مواضبشان باشند که بیشتر اموال بیت المال را به جیب بزنند . عدالت این روزها چنان در گوشت و پوست مردم ریشه کرده است که یک نفر در دور افتاده ترین مناطق کشور به خاطر یک موضوع کوچک سالیان سال به زندان می افتد و دید جامعه نسبت به او جور دیگری می شود ، ولی افرادی هستند که مقدسات اسلام و اصل نظام را هدف قرار داده اند برای انها محافظت قرار می دهند که نکنه به انها اسیبی برسد . عدالت این روزها یعنی اینکه یک دانشجوی روستایی به هزار مشقت  با دستهای پینه بسته خود و مادر و پدر خود کار کند تا شهریه دانشگاه ازاد به طریقی جور کند تا بتواند شاید برای خود در این دنیای وانفسا کاری دست و پا کند ولی یک عده اقازاده این پولهای بی زبان را برای به کرسی نشاندن عقاید و صلایق خود به مردم استفاده می کنند نه برای رشد تحصیل و علم کشور . عدالت یعنی اینکه اگر شما در در طول این سی سال از انقلاب اسلامی اگر جایی فرمانی و یا کاری برای این نظام انجام دادی پس می توانی در جامعه هر کاری انجام داد حتی ضربه زدن و برچسب ناروا  به اصل نظامی که با خون هزاران شهید ابیاری شده است .عدالت یعنی اینکه اگر یک فرد دور افتاده برای خرج بیمارستان و یا شهریه دانشگاه و یا ازدواج خود و فرزندان باید به اب و اتش بزند تا 200 تا 300 هزار تومان وام بگیرد ودر اخر هم کارش نمی شود ولی افرادی هم باشند که میلیاردها تومان وام می گیرند برای خوش گذارنی در زیباترین نقاط دنیا و کارهای شخصی خود و تازه چه زیبا اون پول هم پس نمی دهند و در جامعه هم اربده می کشند که عدالت نیست . نمی دانم شاید اون کسی که تمام پرونده های ما در زیر دستش است می بیند و می داند ولی ما ها غافلیم جایی متوجه می شویم که دگر کاری از دستمان بر نمی اید . این چنین است که اقا و مولای ما مهدی صاحب الزمان (عج)  بیا بیا  و با اون شمشیرت این دست از افراد را به سزای اعمال خودشان برسان . اقا جون ترا به خاطر جدت رسول خدا (ص
) به فریاد کسانی برس که فریاد رسی جز شما بزرگواران در این جامعه ندارند .  
ولی در پایان تسلیت عرض می کنم به تو این واژه عدالت که این روزها چقدر تنهایی .
¤ نوشته شده در ساعت 10:31 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

ربنا ی سیاسی شجریان در ماه مبارک رمضان
 به عنوان یک ایرانی مسلمان از مسولان محترم صدا سیمای جمهوری اسلامی ایران می خواهم که ماه مبارک رمضان امسال ربنای این شجریان را پخش نکند ، چون به نظر من ماه مبارک  رمضان امسال هم با پخش صدای این فرد شکست و سیلی خورده از ملت انقلابی و مسلمان ایران معنویت خود را از دست می دهد و می توان مراسم افطار با ربنای شجریان   را با اقامه نماز جمعه مسخره هاشمی رفسنجانی که هواداران محترمی مثل افکار شجریان که با کفش نماز خواندن و دو فرد نامرحم در کنار  هم به نماز ایستادن و کسانی که بدون وضو نماز خواندن و یا کسانی که قبله را هنوز  بلد نبودند که چه طرفی است. تو را  به خدا ماه رمضان مردم را با پخش این ربنای شجریان خراب نکنید .شجریان کسی است که صدای خدادادی خود را به رخ مردم و بر سر مردم منت می گذارد نمی خواهیم .  
¤ نوشته شده در ساعت 10:50 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

) انتخابات دهم و افتادن نقابهای به اصطلاح سیاسیون ( رجال اصلاح طلبان )
خوب بالاخره انتخابات دهم هم با هرچه بدی و خوبی که داشت تمام شد ولی در این قضیه نقابهایی از روی صورتی بعضی ها برداشته شد که در زیر ان چهره هایی پلید و زشت و کثیف نمایان شد ، چهره هایی که چنان خود را غرق در ولایت و عاشق امام و انقلاب به مردم خود را معرفی کرده بودند که شاید در مرحله اول کسی چیزی نمی توان گفت اما... وقتی که اون گرد غبار های پوچی که این طیف از گروه اصلاحطلبان از ماه ها قبل درست کرده بودند واوج ان به چند روزی بعد از انتخابات بزرگ 22 خرداد 88 رسید چنان گردو غباری بلند شد که نمی توان چیزی بیان کرد ولی اگر به مجموعه گفتار این وبلاگ چه قبل از انتخابات و چه بعد از انتخابات سری بزنید شاید بنده این اتفاقات را خیلی زودتر اعلام کرده بودم . خوب بالاخره اون گرد خاک پایان یافت ودر زیر اون چهره هایی نمایان شد که برای هر انسان بیدار دل و بصیرت  بین پر از کینه و نفاق نیرنگ و... بود . خوب در این هیاهوها افرادی هم بازداشت شدند تا روزی انها را به سزای اعمالشان رسانده شودند . اما اون روز خیلی دیر نشد و رسید . دادگاه شروع شد و برای مردم و ملت شهید پرور و انقلابی ایران اسلامی نمایان شد که چه افرادی با چه عقایدی می خواستند سکان قوه مجریه را به دست بگیرند ، راستی  به نظر شما اگر جناب موسوی و یا کروبی سکان دار این مملکت شده بودند چه اتفاقاتی که در طول این چهار سال نمی افتاد . اگر اینها ( کروبی و موسوی رضایی ) می دانستند که چه افرادی در دور بر انها به تکاپو افتاده اند و انها را نمی شناختند که به نظر من اصلا اینها صلاحیت هیچ پست و مقامی در کشور نداشتند کسانی که نداند افرادی که برای انها سنگ به سینه می زنند کیا هستند و دلایل این سنگ به سینه زدنها چیست ؟ که وای برانها .اما اگر می دانستند و انها را تشویق به این کارهای میکردند که فکر می زکنم این طور بوده است که می شود به این افراد خائن گفت گرچه همینطور هم است . شاید بی جهت نبود که اقای هاشمی در خطبه طنز تاریخی خود خیلی به فکر این زندانیها بود و دستور ازادی انها را داد و فرمودند که هر چه زودتر باید اینها ازاد شوند شاید یکی از دلایل ان این باشد که ایشان نمی خواستند بیشتر از ان چهره منفور و زشتش در بین مردم لگد مال شود . شاید که حتما می دانستند که این زندانیان کیا هستند و چه چیزی هایی را برملا می کنند و ابروی رفته هاشمی و دارو دسته اش زودتر به زباله دان تاریخ می پیوندد .کاش اقای هاشمی در اون نماز جمعه به جای اون راهکارها راهکاری هم پیدا می کرد که ایا کسی هست که بتواند فرزندانی که من دارم اونها را به راه راست هدایت کند فرزندانی که هاشمی فکر کنم هیچ وقتی برای تربیت و اصلاح انها را نگذاشت گرچه انها را به تشویش و اغتشاش تشویق می کرد .  در پایان به نظر من باید افرادی که بخواهند از نام نظام و انقلاب و امام و رهبری  و خون شهدا سوء استفاده کنند و از این نامها نردبانی استفاده کنند برای رسیدن به اهداف خود باید انها را قطعه قطعه کرد تا درس عبرتی باشد برای ایندگان . که با این نامها معامله ای نمی شود کرد .امید ان را داریم که روزی این دادگاه عدالت گردن موسوی و خاتمی و بت بزرگ هاشمی و فرزندانش را به صحن دادگاه بکاشاند و از زیر شمشیر عدالت رد شوند تا درس عبرتی باشد برای ایندگان این مرزو بوم که بودند افرادی برای این نظام زحمت هم کشیدند ولی چنان پشت و پا به نظام زدند که سزایی بیشتر از این باید نصیبشان می شد .  
¤ نوشته شده در ساعت 03:52 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

اعترافات دادگاه ابطعی در خصوص قضایای اتخابات دهم
اعترافات عضو مجمع روحانيون مبارز در دادگاه ابطحي:هاشمي قصد انتقام از احمدي‌نژاد و رهبري را داشت عضو مجمع روحانيون مبارز در دفاعيات خود در دادگاه به تلاش اصلاح‌طلبان براي محدودكردن رهبري ،‌ القاي تقلب براي گسترش دامنه آشوب، هم قسم شدن هاشمي،خاتمي و موسوي و قصد هاشمي براي انتقام گيري از رهبري و رئيس‌جمهور اعتراف كرد. به گزارش فارس محمد علي ابطحي عضو مجمع روحانيون مبارز و رئيس‌دفتر خاتمي در زمان رياست‌جمهوري، كه اخيرا بازداشت شده بود در اولين جلسه رسيدگي به جرائم متهمان سياسي حوادث بعد از انتخابات كه صبح امروز شنبه برگزار شد، طي سخناني با اشاره به كيفر خواستي كه از سوي معاون دادستان تهران در ابتداي جلسه بيان شد، گفت: همه صحبت‌هايي كه معاون دادستان مطرح كرد، بنده قبول داشتم اما مسائلي را بايد مطرح كنم. وي افزود: چند نفر از دوستان مسائلي را در خصوص اصل مسئله انتخابات مطرح كردند، انتخابات واقعا فوق‌العاده بود 40 ميليون نفر مسئله‌اي نبود كه بتوان از كنار آن به راحتي گذشت. عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده شخصا از معدود كساني بودم كه در موضوع انتخابات با حضور موسوي موافق نبودم. سال 84 كه وي براي حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت كردم چرا كه اين مقطعي كه وي در سيستم حكومتي حضور نداشت، مي‌توانست توهماتي براي موسوي ايجاد كند كه اين توهمات به كشور آسيب مي‌زد. * اصلاح‌طلبان براي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت مي‌كردند  ابطحي ادامه داد: انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتي بود و شايد انتخاباتي بود كه دو تا سه سال براي آن كار شده بود و تصور مي‌كنم كه اصلاح‌طلبان پس از شكست در سه انتخابات براي به نوعي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت كردند. وي خاطرنشان كرد: بنده اعتراف مي‌كنم كه بخش عمده‌اي از سفرهاي خاتمي به عنوان سفرهاي تبليغي بود كه اين سفرها بتواند توجهات را معطوف به وي كرده و خاتمي را تنها شانس پيروزي در انتخابات ايران مطرح كنند. * تقلب يك اسم رمز براي آشوب شده بود  عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: اصلي‌ترين اتفاقي كه در اين انتخابات افتاد و البته در طول برگزاري، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جايي مطرح كردم كه تقلب يك اسم رمز آشوب شده است كه در آن لشكرسازي براي تقلب وجود داشت و تمرين پهن شدن مردم هم در خيابان‌ها هم در آن موجود بود. وي افزود:‌ تمرين نگه داشتن گسترده مردم در خيابان‌ها در چارچوب تقلب بود كه مي‌توانست معنا پيدا كند. ابطحي اظهار داشت: آنچه كه معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگي يا مخملي عنوان كردند بنده فكر مي‌كنم ظرفيت آن در كشور وجود داشت البته نمي‌دانم كه نيت آن واقعا وجود داشته يا نه ولي اگر اين ظرفيت در كشور ضعيف‌تري موجود بود، موفق مي‌شد و در خصوص رسانه هم بايد گفت كه رنگ سبز بيشتر تبديل به يك رسانه شده بود. وي گفت: اينكه هنوز نتايج انتخابات مشخص نشده و موسوي خود را به عنوان رئيس‌جمهور ايران معرفي ميكند و البته خاتمي هم در اين بين به وي تبريك مي‌گويد نشاندهنده نوعي تفاوت ديدگاه در بحث تقلب است. عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه افزود: تقلب واقعا در ايران وجود نداشت چرا كه در انتخابات سال 84 وقتي فاصله كروبي و احمدي‌نژاد كمتر از نيم ميليون بود، وزارت كشور خاتمي نپذيرفت كه كلمه تقلب مطرح شود لذا كروبي تخلف در انتخابات را مطرح مي‌كرد و بنده تعجب مي‌كنم كه در اين انتخابات با وجود اختلاف 11 ميليوني چگونه بحث تقلب پذيرفته مي شود. * همانهايي كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمي‌دانستند، ‌امروز 11 ميليون فاصله را تقلب مي‌خوانند  اين در حالي است كه همانهايي كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمي‌خواندند،‌امروز 11 ميليون فاصله را تقلب مي‌خوانند. ابطحي اضافه كرد: همه ما در مصاحبه‌هاي مختلفي گفته بوديم كه در بدترين شرايط بين يك تا دو ميليون بيشتر امكان تقلب وجود ندارد.فلذا مي‌گفتيم كه اگر بتوانيم از اين ميزان عبور كنيم كانديداي ما در انتخابات پيروز مي‌شود؛ واقعا ما اصلاح‌طلبان در بسياري از موارد صداهايي را كه بايد مي‌شنيديم، نمي‌شنيديم يا صداي همه را نمي‌شنيديم و در واقع صداهاي جامعه متوسط به بالا را مي‌شنيديم و در واقع اين توهم،‌توهم بزرگي بود كه موسوي پيدا كرده و احساس مي‌كرد كه تقلب 11 ميليوني امكان پذير است. * كل مدارك موسوي مبني بر تقلب، 700 هزار راي هم نمي‌شد  ابطحي در ادامه سخنان خود در جلسه علني دادگاه رسيدگي به جرايم پس از انتخابات گفت: زماني كه قرار بود موسوي مدارك مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح كند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانيون مبارز وقتي بحث ارائه مدارك تقلب در انتخابات مطرح شد يكي از دوستان كه قبلا وزير كشور هم بود گفت‌ همه اين مدارك اگر جمع شود و درست باشد 700 هزار راي بيشتر نمي‌شود. بنده وقتي از موسوي به عنوان هندوانه سربسته ياد كردم به خاطر همين توهمات بود كه در موسوي وجود داشت كه وي امكان تقلب 11 ميليوني را امكان پذير مي‌دانست. * هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي قسم خورده بودند يكديگر را تنها نگذارند  وي افزود: پس از انتخابات در جلسه مشتركي هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي با هم قسم شدند كه پشت يكديگر را خالي نكنند و بنده نمي‌دانم كه اين تنها نگذاشتن و ياري كردن يكديگر پس از 11 ميليون فاصله براي چه بود. * همراهي خاتمي با موسوي خائنانه بود  عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: شايد خاتمي دليل خود را داشت، موسوي شايد كشور را نمي‌شناخت ولي خاتمي با همه ارادتي كه به وي دارم اتفاقا برعكس همه مسائل را مي‌دانست، توانايي و اقتدار مقام معظم رهبري را مي‌شناخت اما به خاطر اتفاقات موسوي را همراهي كرد كه اين همراهي خائنانه بود. * هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدي‌نژاد و مقام معظم رهبري را داشت  ابطحي اضافه كرد: هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدي‌نژاد و مقام معظم رهبري را داشت؛ اين‌ها همه مسائلي بود كه در ذهن موسوي به عنوان توهم همراهي شكل گرفته بود. وي با اشاره به نقش مجمع روحانيون مبارز خاطرنشان كرد: واقعا مجمع روحانيون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل بايد اين انتصاب را نگه مي‌داشت. * به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كرده‌ام  عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده خودم را نيروي اصلاح‌طلب مي‌دانم؛ لذا مي‌گويم كه خاتمي حق نداشت ظرفيت اصلاحات را به پاي موسوي بريزد حتي موسوي هم اين ظرفيت را نداشت. البته بنده طرفدار رياست جمهوري احمدي‌نژاد نبودم ولي زماني كه 11 ميليون در انتخابات فاصله ايجاد شد به عنوان كسي كه طرفدار مردم‌سالاري هستم اين مسئله را نپذيرفتم و با اين موضوع جلوي فضاي رشد مدني را گرفته و به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كرده‌ام. ولي اگر به جاي پيام به موسوي به احمدي‌نژاد تبريك مي‌گفتيم بهترين وضعيت را امروز در تاريخ ايران دارا بوديم. ابطحي با اشاره به حضور خود در برخي راهپيمايي‌هاي غيرقانوني خياباني تاكيد كرد: كار بدي كردم كه در راه‌پيمايي‌ها شركت كردم ولي كروبي به بنده گفت كه ما با اين راي كم نمي‌توانيم مردم را به خيابان‌ها دعوت كنيم. ولي خود برويم تا به نوعي اعتراضمان را نشان بدهيم. وي اظهار داشت: موسوي به كروبي پيغام داده بود كه من چيزي براي از دست دادن ندارم، موسوي اگرچه چيزي براي از دست دادن نداشت ولي با توجه به راي 13 ميليوني با اين پيگيري آشوب‌ها خيلي‌ چيزها را از دست داد و ما افتخار اين حضور 40 ميليوني را از دست داده و آنرا خدشه‌دار كرديم ما مي‌توانستيم در دنيا بهتر از اين باشيم. عضو مجمع روحانيون مبارز ادامه داد: موسوي در بسياري از موارد مي‌گفت ما طرفدار مردم مسلمان هستم. اين درحالي است كه اين آشوب‌ها دلبستگي‌هاي مردمان مسلمان را نسبت به ايران قطع كرد، موسوي مي‌گفت كه من طرفدار خط امام هستم و هميشه روي نظام و امام تاكيد مي‌كرد، بنده مي‌گويم كه هيچكس نمي‌تواند روي امام و نظام تاكيد كند ولي در عين حال كوچكترين عملي انجام دهد كه نظام را هم به خطر بيندازد. چرا كه امام فرموده‌اند حفظ نظام از اوجب واجبات است. ابطحي اضافه كرد: اگر مقام معظم رهبري نبودند و يا اگر ايشان يك قدم به عقب مي‌نشستند امروز هلال ناامني ايران، افغانستان و پاكستان شكل مي‌گرفت و درصورتي كه اين هلال تشكيل مي‌شد ديگر هيچ جا و آثاري از انقلاب نمي‌ماند. از اين رو ملت ايران بايد از تيزهوشي مقام معظم رهبري و سربازان با نام و بي نام ايران كه اين كشور را از اين مسئله نجات دادند تشكر كند. وي با بيان اينكه معمولا ما نيمي از شجاعت را تعريف كرده‌ايم اظهار داشت: شجاعت بزرگتري هم وجود دارد كه بنده از آن استفاده مي‌كنم لذا اگر انساني احساس كند كه به ديدگاهي رسيده و اين ديدگاه به نفع نظام است بيان آن شجاعانه‌تر است از بيان ديدگاه و نظر اپوزيسيون در مقابل حكومت و نظام. * همه دوستانمان بدانند كه موضوع تقلب در ايران دروغ بود  عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: به همه دوستان مي‌گويم و همه دوستاني كه صداي ما را مي‌شنوند بدانند كه موضوع تقلب در ايران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعي بود تا آشوب‌ها شكل بگيرد تا ايران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جايي كه كشور دچار آسيب و سختي بشود. اعترافات عضو مجمع روحانيون مبارز در دادگاه ابطحي:هاشمي قصد انتقام از احمدي‌نژاد و رهبري را داشت عضو مجمع روحانيون مبارز در دفاعيات خود در دادگاه به تلاش اصلاح‌طلبان براي محدودكردن رهبري ،‌ القاي تقلب براي گسترش دامنه آشوب، هم قسم شدن هاشمي،خاتمي و موسوي و قصد هاشمي براي انتقام گيري از رهبري و رئيس‌جمهور اعتراف كرد. به گزارش فارس محمد علي ابطحي عضو مجمع روحانيون مبارز و رئيس‌دفتر خاتمي در زمان رياست‌جمهوري، كه اخيرا بازداشت شده بود در اولين جلسه رسيدگي به جرائم متهمان سياسي حوادث بعد از انتخابات كه صبح امروز شنبه برگزار شد، طي سخناني با اشاره به كيفر خواستي كه از سوي معاون دادستان تهران در ابتداي جلسه بيان شد، گفت: همه صحبت‌هايي كه معاون دادستان مطرح كرد، بنده قبول داشتم اما مسائلي را بايد مطرح كنم. وي افزود: چند نفر از دوستان مسائلي را در خصوص اصل مسئله انتخابات مطرح كردند، انتخابات واقعا فوق‌العاده بود 40 ميليون نفر مسئله‌اي نبود كه بتوان از كنار آن به راحتي گذشت. عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده شخصا از معدود كساني بودم كه در موضوع انتخابات با حضور موسوي موافق نبودم. سال 84 كه وي براي حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت كردم چرا كه اين مقطعي كه وي در سيستم حكومتي حضور نداشت، مي‌توانست توهماتي براي موسوي ايجاد كند كه اين توهمات به كشور آسيب مي‌زد. * اصلاح‌طلبان براي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت مي‌كردند  ابطحي ادامه داد: انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتي بود و شايد انتخاباتي بود كه دو تا سه سال براي آن كار شده بود و تصور مي‌كنم كه اصلاح‌طلبان پس از شكست در سه انتخابات براي به نوعي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت كردند. وي خاطرنشان كرد: بنده اعتراف مي‌كنم كه بخش عمده‌اي از سفرهاي خاتمي به عنوان سفرهاي تبليغي بود كه اين سفرها بتواند توجهات را معطوف به وي كرده و خاتمي را تنها شانس پيروزي در انتخابات ايران مطرح كنند. * تقلب يك اسم رمز براي آشوب شده بود  عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: اصلي‌ترين اتفاقي كه در اين انتخابات افتاد و البته در طول برگزاري، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جايي مطرح كردم كه تقلب يك اسم رمز آشوب شده است كه در آن لشكرسازي براي تقلب وجود داشت و تمرين پهن شدن مردم هم در خيابان‌ها هم در آن موجود بود. وي افزود:‌ تمرين نگه داشتن گسترده مردم در خيابان‌ها در چارچوب تقلب بود كه مي‌توانست معنا پيدا كند. ابطحي اظهار داشت: آنچه كه معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگي يا مخملي عنوان كردند بنده فكر مي‌كنم ظرفيت آن در كشور وجود داشت البته نمي‌دانم كه نيت آن واقعا وجود داشته يا نه ولي اگر اين ظرفيت در كشور ضعيف‌تري موجود بود، موفق مي‌شد و در خصوص رسانه هم بايد گفت كه رنگ سبز بيشتر تبديل به يك رسانه شده بود. وي گفت: اينكه هنوز نتايج انتخابات مشخص نشده و موسوي خود را به عنوان رئيس‌جمهور ايران معرفي ميكند و البته خاتمي هم در اين بين به وي تبريك مي‌گويد نشاندهنده نوعي تفاوت ديدگاه در بحث تقلب است. عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه افزود: تقلب واقعا در ايران وجود نداشت چرا كه در انتخابات سال 84 وقتي فاصله كروبي و احمدي‌نژاد كمتر از نيم ميليون بود، وزارت كشور خاتمي نپذيرفت كه كلمه تقلب مطرح شود لذا كروبي تخلف در انتخابات را مطرح مي‌كرد و بنده تعجب مي‌كنم كه در اين انتخابات با وجود اختلاف 11 ميليوني چگونه بحث تقلب پذيرفته مي شود. * همانهايي كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمي‌دانستند، ‌امروز 11 ميليون فاصله را تقلب مي‌خوانند  اين در حالي است كه همانهايي كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمي‌خواندند،‌امروز 11 ميليون فاصله را تقلب مي‌خوانند. ابطحي اضافه كرد: همه ما در مصاحبه‌هاي مختلفي گفته بوديم كه در بدترين شرايط بين يك تا دو ميليون بيشتر امكان تقلب وجود ندارد.فلذا مي‌گفتيم كه اگر بتوانيم از اين ميزان عبور كنيم كانديداي ما در انتخابات پيروز مي‌شود؛ واقعا ما اصلاح‌طلبان در بسياري از موارد صداهايي را كه بايد مي‌شنيديم، نمي‌شنيديم يا صداي همه را نمي‌شنيديم و در واقع صداهاي جامعه متوسط به بالا را مي‌شنيديم و در واقع اين توهم،‌توهم بزرگي بود كه موسوي پيدا كرده و احساس مي‌كرد كه تقلب 11 ميليوني امكان پذير است. * كل مدارك موسوي مبني بر تقلب، 700 هزار راي هم نمي‌شد  ابطحي در ادامه سخنان خود در جلسه علني دادگاه رسيدگي به جرايم پس از انتخابات گفت: زماني كه قرار بود موسوي مدارك مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح كند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانيون مبارز وقتي بحث ارائه مدارك تقلب در انتخابات مطرح شد يكي از دوستان كه قبلا وزير كشور هم بود گفت‌ همه اين مدارك اگر جمع شود و درست باشد 700 هزار راي بيشتر نمي‌شود. بنده وقتي از موسوي به عنوان هندوانه سربسته ياد كردم به خاطر همين توهمات بود كه در موسوي وجود داشت كه وي امكان تقلب 11 ميليوني را امكان پذير مي‌دانست. * هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي قسم خورده بودند يكديگر را تنها نگذارند  وي افزود: پس از انتخابات در جلسه مشتركي هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي با هم قسم شدند كه پشت يكديگر را خالي نكنند و بنده نمي‌دانم كه اين تنها نگذاشتن و ياري كردن يكديگر پس از 11 ميليون فاصله براي چه بود. * همراهي خاتمي با موسوي خائنانه بود  عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: شايد خاتمي دليل خود را داشت، موسوي شايد كشور را نمي‌شناخت ولي خاتمي با همه ارادتي كه به وي دارم اتفاقا برعكس همه مسائل را مي‌دانست، توانايي و اقتدار مقام معظم رهبري را مي‌شناخت اما به خاطر اتفاقات موسوي را همراهي كرد كه اين همراهي خائنانه بود. * هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدي‌نژاد و مقام معظم رهبري را داشت  ابطحي اضافه كرد: هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدي‌نژاد و مقام معظم رهبري را داشت؛ اين‌ها همه مسائلي بود كه در ذهن موسوي به عنوان توهم همراهي شكل گرفته بود. وي با اشاره به نقش مجمع روحانيون مبارز خاطرنشان كرد: واقعا مجمع روحانيون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل بايد اين انتصاب را نگه مي‌داشت. * به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كرده‌ام  عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده خودم را نيروي اصلاح‌طلب مي‌دانم؛ لذا مي‌گويم كه خاتمي حق نداشت ظرفيت اصلاحات را به پاي موسوي بريزد حتي موسوي هم اين ظرفيت را نداشت. البته بنده طرفدار رياست جمهوري احمدي‌نژاد نبودم ولي زماني كه 11 ميليون در انتخابات فاصله ايجاد شد به عنوان كسي كه طرفدار مردم‌سالاري هستم اين مسئله را نپذيرفتم و با اين موضوع جلوي فضاي رشد مدني را گرفته و به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كرده‌ام. ولي اگر به جاي پيام به موسوي به احمدي‌نژاد تبريك مي‌گفتيم بهترين وضعيت را امروز در تاريخ ايران دارا بوديم. ابطحي با اشاره به حضور خود در برخي راهپيمايي‌هاي غيرقانوني خياباني تاكيد كرد: كار بدي كردم كه در راه‌پيمايي‌ها شركت كردم ولي كروبي به بنده گفت كه ما با اين راي كم نمي‌توانيم مردم را به خيابان‌ها دعوت كنيم. ولي خود برويم تا به نوعي اعتراضمان را نشان بدهيم. وي اظهار داشت: موسوي به كروبي پيغام داده بود كه من چيزي براي از دست دادن ندارم، موسوي اگرچه چيزي براي از دست دادن نداشت ولي با توجه به راي 13 ميليوني با اين پيگيري آشوب‌ها خيلي‌ چيزها را از دست داد و ما افتخار اين حضور 40 ميليوني را از دست داده و آنرا خدشه‌دار كرديم ما مي‌توانستيم در دنيا بهتر از اين باشيم. عضو مجمع روحانيون مبارز ادامه داد: موسوي در بسياري از موارد مي‌گفت ما طرفدار مردم مسلمان هستم. اين درحالي است كه اين آشوب‌ها دلبستگي‌هاي مردمان مسلمان را نسبت به ايران قطع كرد، موسوي مي‌گفت كه من طرفدار خط امام هستم و هميشه روي نظام و امام تاكيد مي‌كرد، بنده مي‌گويم كه هيچكس نمي‌تواند روي امام و نظام تاكيد كند ولي در عين حال كوچكترين عملي انجام دهد كه نظام را هم به خطر بيندازد. چرا كه امام فرموده‌اند حفظ نظام از اوجب واجبات است. ابطحي اضافه كرد: اگر مقام معظم رهبري نبودند و يا اگر ايشان يك قدم به عقب مي‌نشستند امروز هلال ناامني ايران، افغانستان و پاكستان شكل مي‌گرفت و درصورتي كه اين هلال تشكيل مي‌شد ديگر هيچ جا و آثاري از انقلاب نمي‌ماند. از اين رو ملت ايران بايد از تيزهوشي مقام معظم رهبري و سربازان با نام و بي نام ايران كه اين كشور را از اين مسئله نجات دادند تشكر كند. وي با بيان اينكه معمولا ما نيمي از شجاعت را تعريف كرده‌ايم اظهار داشت: شجاعت بزرگتري هم وجود دارد كه بنده از آن استفاده مي‌كنم لذا اگر انساني احساس كند كه به ديدگاهي رسيده و اين ديدگاه به نفع نظام است بيان آن شجاعانه‌تر است از بيان ديدگاه و نظر اپوزيسيون در مقابل حكومت و نظام. * همه دوستانمان بدانند كه موضوع تقلب در ايران دروغ بود  عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: به همه دوستان مي‌گويم و همه دوستاني كه صداي ما را مي‌شنوند بدانند كه موضوع تقلب در ايران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعي بود تا آشوب‌ها شكل بگيرد تا ايران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جايي كه كشور دچار آسيب و سختي بشود. 

¤ نوشته شده در ساعت 04:02 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (1)

دلایل برکناری محسن اژه ای وزیر اطلاعات از زبان ریس جمهور
دکتر محمود احمدي‌نژاد در هفته گذشته در جلسه‏ای با دبيران تشکل‏های دانشجویی در مورد اتفاقات اخیر توضیحاتی داد که در ادامه بخش‏هایی از آن سخنان با اندکی تغییر می‏آید. 
به گزارش ثانیه محمود احمدي‌نژاد رییس‏جمهور در جلسه‏ای با دبيران تشکل‏های دانشجویی در مورد اتفاقات اخیر گفت: مشايي آنگونه كه شما تصور مي ‌كنيد نيست. حرف‌هايي كه شما در مورد مشايي مي‌ زنيد همان حرف‌هايي است كه [
] در مورد وي مي ‌زند مثلا مي ‌گويد كه او سر سفره يك ظرف براي امام زمان(عج) خالي مي ‌گذارد و مسائلي از اين دست و یا...
رییس‏جمهور پیشنهاد کرد: شما بهتر است جلسه‌اي با مشايي داشته باشيد و حرف‌هايتان را بگوييد و حرف‌هاي وي را نيز بشنويد و آن موقع خواهيد فهميد كه درباره ايشان اشتباه مي‌كنيد.
وی افزود: : يك گروه از سوي مسولین قوه قضاییه و گروه ديگري از جای دیگر مأموريت يافتند تا در مورد مشايي تحقيق كنند ولي بعد از تحقيقات آنها هيچ مستندي در مورد مشايي گير نياوردند و هيچ تخلف اثبات شده‌اي در مورد وی وجود ندارد.
احمدي‌نژاد اضافه کرد: مشايي جزو كساني است كه از ابتداي انقلاب تا به حال در گوشه گوشه انقلاب حاضر بوده و كارنامه بسيار خوبي دارد، ضمن اينكه بايد سطح كار وي را در مقايسه با ديگران در نظر بگيريد و عملكردش در حوزه گردشگري را با دوره‌هاي قبل مقايسه كنيد.
وی ادامه داد: مشايي فرد خوش‌فكري است و شبانه‌روز در خدمت دولت بوده و هست و حتي گاهي ساعت 2 نيمه شب از سفر خارجي برمي‌ گشت، اما تماس مي‌ گرفت و مي ‌گفت چه كاري نياز است كه انجام دهم یعنی همواره از خدمت‏گزاری به مردم کوتاهی ندارد.
رییس‏جمهور یادآور شد: برويد ببينيد كه در جلسه هيئت دولت در كردستان كه در حضور مقام معظم رهبري برگزار شد، همه اعضا صحبت مي‌ كنند و مشايي هم صحبت مي ‌كند؛ اما سطح سخنان او با سايرين چقدر تفاوت دارد.
احمدي‌نژاد تاکید کرد: رهبری معظم فرمودند که مشایی در جایگاه معاونت رییس‏جمهور نباشند و ما اطاعت کردیم لیکن عده‌اي از مخالفین بر خلاف سخنان اخیر رهبری بازهم موضوع مشايي را مطرح مي‌ كنند تا به من فشار بياورند.
رییس‏جمهور در مورد دستور حكم رهبري براي رعایت مصلحت در انتصاب مشايي به معاون اولی گفت: من خدمت مقام معظم رهبري رسيدم و توضیحاتی دادم که قرار شد کارهایی انجام شود اما بعد از آن نامه توسط برخی نمایندگان محترم، درز پيدا كرد.
وی افزود: بعد از آن، بهتر تشخیص داده شد که نامه منتشر شود و بعد از آن اقدام كنیم و پس از آن نيز وي را به سمت رياست دفتر خودم انتخاب كردم.
احمدي‌نژاد تاکید کرد: رابطه بنده به عنوان رئيس‌جمهور با رهبري با رابطه شما با ايشان متفاوت است.
وي درباره عزل محمد حسین صفارهرندي اظهار داشت: تصمیم گرفته شد دفتر رياست‌جمهوري به وزرای محترمی كه قرار نيست در دولت دهم حضور داشته باشند، اطلاع داده تا آمادگی لازم را داشته باشند و برادر عزیزم آقای صفارهرندي نيز جزو آن دسته از وزرايي بود كه به وي اطلاع داده شده بود كه در دولت دهم حضور ندارد.
وی افزود: بارها به آقاي صفارهرندي، عرض کردم كه تعدادي از معاونانش را تغيير دهد چون در جهت اهداف دولت و مطالبات مردم و متدینین از دولت حركت نمي‌كردند، اما اين‏گونه نشد و مي‌بينيد كه عملكرد ایشان را کمتر كسي قبول دارد و نمي‌ گويند كه او بايد در وزارتخانه باقي بماند.
 

رئيس‌جمهور در خصوص عزل محسنی‏اژه‌اي نیز گفت: موضوع عزل جناب آقای اژه‌اي يك فرآیند دو ساله داشته و ربطي به مسئله جاری ندارد... به ایشان در این دو سال، با شواهد مشخص توصيه کردم دو نفر از معاونان خود را تغيير دهد اما به اين كار مبادرت نورزيده است... ضمن اينكه در موضوع هاله اسفندياري هم خوب عمل نكرد و من به او گفتم كه چرا رفتاری می‏کنید که مورد تمسخر واقع شوید؟، يك پيرزن 70 ساله را گرفته‌ايد مي ‌گوييد مي خواهد انقلاب مخملي راه بيندازد در حالي‏كه عاملان انقلاب مخملي كسان ديگري هستند و بايد آنها به مردم معرفي شوند.
وی ادامه داد: در موضوع پرتقال‌هاي اسرائيلي نيز با وجود اينكه عاملان اصلي اين اقدام مشخص بودند، به آقای اژه‌اي گفتم كه بايد با اينها برخورد شود ولي وي گفت كه نمي توانيم با آنها برخورد كنيم.
احمدي‌نژاد یادآور شد: از دو هفته پيش از اغتشاشات، وزارت خارجه اطلاع داد كه افراد زيادي از انگليس به ايران مي ‌آيند و اين کاملا مشكوك است اما وزارت محترم اطلاعات اين موضوع را پيگيري نكرد و در اغتشاشات ضعيف عمل كرد که در برخی موارد اهمال مشهود بود.
رئيس‌جمهور، فعالیت برخی جریان‏های سیاسی در انتخابات دهم و بعد از آن را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: در زمينه تحركات آن‌ها در ايام پيش از انتخابات، وزارت اطلاعات حتي يك برگ گزارش به من نداد، حتي از برخی بزرگان هم پرسيدم كه آيا وزارت به شما در اين زمينه گزارشي داده است؟‌ كه گفتند گزارشي دريافت نكرده بودند. در حالي‏كه مخالفین، يك برنامه‌ريزي چندين ساله براي اين انتخابات كرده بودند.
دکتر احمدي‌نژاد سناریوی مدیریت مجلس هشتم را مورد واکاوی قرار داد و گفت: برخي اعضاي مجلس مي‌خواهند بين ارکان نظام و دولت،اختلاف بيندازند و همچنين چهره برخی روسای دولت‏های گذشته را در افكار عمومي بازسازي كنند.

دکتر محمود احمدي‌نژاد در هفته گذشته در جلسه‏ای با دبيران تشکل‏های دانشجویی در مورد اتفاقات اخیر توضیحاتی داد که در ادامه بخش‏هایی از آن سخنان با اندکی تغییر می‏آید. 
به گزارش ثانیه محمود احمدي‌نژاد رییس‏جمهور در جلسه‏ای با دبيران تشکل‏های دانشجویی در مورد اتفاقات اخیر گفت: مشايي آنگونه كه شما تصور مي ‌كنيد نيست. حرف‌هايي كه شما در مورد مشايي مي‌ زنيد همان حرف‌هايي است كه [
] در مورد وي مي ‌زند مثلا مي ‌گويد كه او سر سفره يك ظرف براي امام زمان(عج) خالي مي ‌گذارد و مسائلي از اين دست و یا...
رییس‏جمهور پیشنهاد کرد: شما بهتر است جلسه‌اي با مشايي داشته باشيد و حرف‌هايتان را بگوييد و حرف‌هاي وي را نيز بشنويد و آن موقع خواهيد فهميد كه درباره ايشان اشتباه مي‌كنيد.
وی افزود: : يك گروه از سوي مسولین قوه قضاییه و گروه ديگري از جای دیگر مأموريت يافتند تا در مورد مشايي تحقيق كنند ولي بعد از تحقيقات آنها هيچ مستندي در مورد مشايي گير نياوردند و هيچ تخلف اثبات شده‌اي در مورد وی وجود ندارد.
احمدي‌نژاد اضافه کرد: مشايي جزو كساني است كه از ابتداي انقلاب تا به حال در گوشه گوشه انقلاب حاضر بوده و كارنامه بسيار خوبي دارد، ضمن اينكه بايد سطح كار وي را در مقايسه با ديگران در نظر بگيريد و عملكردش در حوزه گردشگري را با دوره‌هاي قبل مقايسه كنيد.
وی ادامه داد: مشايي فرد خوش‌فكري است و شبانه‌روز در خدمت دولت بوده و هست و حتي گاهي ساعت 2 نيمه شب از سفر خارجي برمي‌ گشت، اما تماس مي‌ گرفت و مي ‌گفت چه كاري نياز است كه انجام دهم یعنی همواره از خدمت‏گزاری به مردم کوتاهی ندارد.
رییس‏جمهور یادآور شد: برويد ببينيد كه در جلسه هيئت دولت در كردستان كه در حضور مقام معظم رهبري برگزار شد، همه اعضا صحبت مي‌ كنند و مشايي هم صحبت مي ‌كند؛ اما سطح سخنان او با سايرين چقدر تفاوت دارد.
احمدي‌نژاد تاکید کرد: رهبری معظم فرمودند که مشایی در جایگاه معاونت رییس‏جمهور نباشند و ما اطاعت کردیم لیکن عده‌اي از مخالفین بر خلاف سخنان اخیر رهبری بازهم موضوع مشايي را مطرح مي‌ كنند تا به من فشار بياورند.
رییس‏جمهور در مورد دستور حكم رهبري براي رعایت مصلحت در انتصاب مشايي به معاون اولی گفت: من خدمت مقام معظم رهبري رسيدم و توضیحاتی دادم که قرار شد کارهایی انجام شود اما بعد از آن نامه توسط برخی نمایندگان محترم، درز پيدا كرد.
وی افزود: بعد از آن، بهتر تشخیص داده شد که نامه منتشر شود و بعد از آن اقدام كنیم و پس از آن نيز وي را به سمت رياست دفتر خودم انتخاب كردم.
احمدي‌نژاد تاکید کرد: رابطه بنده به عنوان رئيس‌جمهور با رهبري با رابطه شما با ايشان متفاوت است.
وي درباره عزل محمد حسین صفارهرندي اظهار داشت: تصمیم گرفته شد دفتر رياست‌جمهوري به وزرای محترمی كه قرار نيست در دولت دهم حضور داشته باشند، اطلاع داده تا آمادگی لازم را داشته باشند و برادر عزیزم آقای صفارهرندي نيز جزو آن دسته از وزرايي بود كه به وي اطلاع داده شده بود كه در دولت دهم حضور ندارد.
وی افزود: بارها به آقاي صفارهرندي، عرض کردم كه تعدادي از معاونانش را تغيير دهد چون در جهت اهداف دولت و مطالبات مردم و متدینین از دولت حركت نمي‌كردند، اما اين‏گونه نشد و مي‌بينيد كه عملكرد ایشان را کمتر كسي قبول دارد و نمي‌ گويند كه او بايد در وزارتخانه باقي بماند.
 

رئيس‌جمهور در خصوص عزل محسنی‏اژه‌اي نیز گفت: موضوع عزل جناب آقای اژه‌اي يك فرآیند دو ساله داشته و ربطي به مسئله جاری ندارد... به ایشان در این دو سال، با شواهد مشخص توصيه کردم دو نفر از معاونان خود را تغيير دهد اما به اين كار مبادرت نورزيده است... ضمن اينكه در موضوع هاله اسفندياري هم خوب عمل نكرد و من به او گفتم كه چرا رفتاری می‏کنید که مورد تمسخر واقع شوید؟، يك پيرزن 70 ساله را گرفته‌ايد مي ‌گوييد مي خواهد انقلاب مخملي راه بيندازد در حالي‏كه عاملان انقلاب مخملي كسان ديگري هستند و بايد آنها به مردم معرفي شوند.
وی ادامه داد: در موضوع پرتقال‌هاي اسرائيلي نيز با وجود اينكه عاملان اصلي اين اقدام مشخص بودند، به آقای اژه‌اي گفتم كه بايد با اينها برخورد شود ولي وي گفت كه نمي توانيم با آنها برخورد كنيم.
احمدي‌نژاد یادآور شد: از دو هفته پيش از اغتشاشات، وزارت خارجه اطلاع داد كه افراد زيادي از انگليس به ايران مي ‌آيند و اين کاملا مشكوك است اما وزارت محترم اطلاعات اين موضوع را پيگيري نكرد و در اغتشاشات ضعيف عمل كرد که در برخی موارد اهمال مشهود بود.
رئيس‌جمهور، فعالیت برخی جریان‏های سیاسی در انتخابات دهم و بعد از آن را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: در زمينه تحركات آن‌ها در ايام پيش از انتخابات، وزارت اطلاعات حتي يك برگ گزارش به من نداد، حتي از برخی بزرگان هم پرسيدم كه آيا وزارت به شما در اين زمينه گزارشي داده است؟‌ كه گفتند گزارشي دريافت نكرده بودند. در حالي‏كه مخالفین، يك برنامه‌ريزي چندين ساله براي اين انتخابات كرده بودند.
دکتر احمدي‌نژاد سناریوی مدیریت مجلس هشتم را مورد واکاوی قرار داد و گفت: برخي اعضاي مجلس مي‌خواهند بين ارکان نظام و دولت،اختلاف بيندازند و همچنين چهره برخی روسای دولت‏های گذشته را در افكار عمومي بازسازي كنند.

¤ نوشته شده در ساعت 08:47 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (1)

در روز 26 تیرماه نماز میت ( اصلاحطلبان ) به اقامه هاشمی خوانده شد ...
 اگر به مطالب این وبلاگ سری بزنید بویژه مقالاتی که چند ماه مانده به انتخابات دهم ریاست جمهور ی نوشتم و گفتم که انتخابات این دوره کمی با انتخابات گذشته فرق دارد و از زوایایی هم این انتخابات را به دادگاهی برای موسوی و هاشمی ترسیم کردم که همینطور هم شد و در روز 26 تیر ماه 88 هم با خطبه های نماز جمعه به پایان رسید. ( به امامت هاشمی ) در این خطبه اقای هاشمی مردم را به قانون مندی دعوت کرد که کاش خود ایشان و فرزندان و خاندان هاشمی کمی هم قانون را چاشنی کارهای خود می کردند و این دردسرها را برای مردم بوجود نمی اوردنداما من در اینجا می خواهیم بگویم که از منظر اقای هاشمی قانون یعنی چه ؟قانون اقای هاشمی و دوستانش اقایان موسوی و کروبی خاتمی  این چنین می گوید .اقای موسوی در تلویزیون از قانونی دم می زد که بعد از انتخابات اون را در زیر پاهای خود له کرد ایشان نهادی را که به او اجازه کاندیدا توری داد را خلاف واقعه قلمداد کرد . از منظر این اقایان قانون یعنی اینکه اگر ما شکست خوردیم کار غیر قانونی انجام شده است . از منظر اقای هاشمی باید فرزندانی را تربیت کرد و به جامعه تحویل داد که جامعه را به حرج و مرج سوق بدهند و در این مورد در میتینگهای متعدد سخنرانی را بر علیه مسولان نظام انجام دهد . و... کاش اقای هاشمی و متحدانش ( موسوی کروبی خاتمی ) اطلاع داشتند که با یک رنگ سبز را نماد خود قرار دادند و در زیر این نماد بی احترامی به ائمه اطهار کردند نمی شود جامعه اسلامی را به پیش برد اقای هاشمی کاش در این روزها امام راحل بودند و می دیدند که چه کسانی از ایده های امام برای به قدرت رسیدن و مستضعفین را له کردن در زیر چکمه های خود استفاده ابزاری میکنند. اقای هاشمی کاش به این نماز جمعه خود کمی نگاه موشکافانه می کردی و می دیدی که چه کسانی دم از شما می زنند ولی البته بعد از اون چهره پلید و قدرت طلب شما نباید هم انتظاری بیش تر از این داشت که چگونه افرادی طرفدارت هستند . اقای هاشمی من اقایان موسوی و خاتمی و کروبی را انسانهایی می دانم که مغز انها منجمد شده است و توان این را ندارند که بدانند چه کاری هایی دارند انجام می دهند اینها را خود مردم می دانند .  اما اقای هاشمی شما را چه شده است که دم حق و حقوق کسانی می زنید که در کشور اسلامی ایران هنوز نمی دانند که چگونه باید نماز جمعه را برگزار کنند  بلکه اینجانب این را هم بگویم که تمام انسانهای روی زمین حق و حقوقی دارند و باید به عقیده انها احترام بگذاریم . اما صحبت من از ان است که شما دم از اسلامی  می زنید و به تعبیر خودتان پیرو پیامبری هستید که با این کارها سازگاری ندارد . اقای هاشمی دیدیم در روز 26 تیر ماه کسانی به امامت شما اقامه نماز کردند که هنوز از کوچکترین اداب نماز جمعه اطلاع نداشتند . اقای هاشمی بهتر نبود برای طرفداران خود کمی در باره مسائل مذهبی صحبت می کردی و یا فرزندان برومندت را به ارشاد دین اسلام سوق می دادی ؟ اقای هاشمی دیروز افرادی به شما نماز اقامه کردند که هنوز قبله را درست متوجه نیستند کدام طرف است . اقای هاشمی طرفداران شما هنوز اطلاع ندارند که زن و مرد  نامرحم نمی توانند دوش در دوش هم نماز جمعه بخوانند . طرفداران این زمانه شما هنوز اطلاع ندارند که نماز جمعه را  با کفش نمیشود خواند شاید هم این نماز جمعه را با نماز میت اشتباهی گرفتند و شاید  در این روز نماز میت ( گروه اصلاحطلبان ) را اقامه کردند . اقای هاشمی کاش فرزندانی تربیت می کردی که کمی در این کار ها به شما کمک میکردند / کاش اقای هاشمی اون ابروی خود را اینچنان بر باد فنا نمی دادی تا جایی که دیروز افرادی از شما حمایت کردند که نوز از اداب و رسوم دین اسلام اطلاعی ندارند. در جایی خواندم که فرزند بزرگوارت جنین بیان فرموده بودن که یک نماز جمعه تاریخی بود اری نماز جمعه ای به این هر دمبیری هنوز ندایده بودیم البته این از نوع اسلام گروه اصلاحطلبان است یا همان اسلام امریکایی . شاید هم این اصلاحاتی بود که این گروه در نماز جمعه انجام دادند.  اما در پایان مقایسه ای هم بکنم در مورد دو کاندیدا اقای موسوی و احمدی نژاد خیلی خوشحال و احساس غرور می کنم که جزء اون دسته از هوادارانی بودم که برای پیروزی ریس جمهورم اقای احمدی نژاد در دوره انتخابات و تبلیغات دهم  مثل دیگر دوستان در سراسر کشور در طول هفته دعای کمیل و ندبه و توسل و نذر و نیاز به درگاه خداوند داشتیم تا ریس جمهوری داشته باشیم در کنار شجاعت و مردمی بودند خود معنویت هم چاشنی کارهای خود کند و چه بسا افرادی بودند که برای پیروزی دکتر احمدی نژاد روزه گرفتن . و خیلی خوشحالم که جزء اون افرادی نبودم که برای پیروزی کاندیدم به در ایام فاطمیه به رقص و پایکوبی نپرداختم .  
¤ نوشته شده در ساعت 04:27 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

آرای خاموشی که همیشه روشن بودند .
دو دوره از ریاست جمهوری اقای هاشمی انچنان قشر مستضعف در زیر چرخهای سرمایه داران له شده بودند که دیگر با هیچ چیزی نمی توانستند فریاد خود را به گوش این طیف از سرمایه داران و قدرت طلبان برسانند. تا اینکه انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری شروع شد ، در این دوره تنها کاندیدی که از سایر انها کمی متفاوت تر بود خاتمی بود شاید هم مردم یک فرصت هشت ساله به خاتمی دادند در دو دوره تا شاید این قشر از جامعه را سرو سامانی دهد به همین جهت ملت با شور و شعف فراوانی وارد صحنه انتخابات شدند تا شاید از این مخمصه بیرون بیایند . و این طیف  به تعبیر اطلاحطلبان شدن ارای خاموش ، اما  این فرد هم اون کسی نبود که بتواند به قشر مستضعف و طبقه سه جامعه کمک کند گرچه در طول این مدت این دولت هم به تعبیری دیگر جامعه را تا استانه سقوط پیش برد و یادمان نرفته اون حادثه کوی دانشگاه و 18 تیر و تحصن دسته جمعی نمایندگان مجلس ششم . خوب حالا مردم دو دولت هشت ساله را پس از جنگ با دستان خود لمس کرده بودند یکی از انها دولت سرمایه داری بود که چنان به قدرت طلبان و سرمایه داران کمک کرده بود که غیر از خود و اطرافیانشان کسی دیگر را نمی شناختند و به غیر از تهران جای دیگری را نمی دیدند . اما دولت اصلاحطلبان هم انچنان به مسائل  سیاسی و برندازی نرم و دنباله رو اون دولت یعنی بها دادن به سرمایه داران چنان در پیش رفتند که انتخاب برای مردم در انتخاب نهم  بسی دشوار شده بود .اما در بین این کاندیدای دولت نهم یک نفر بود که کمی افکار و رفتار و شعارهای خود را از دیگر کاندیدها جدا کرده بود کرچه این کاندید هم برای مردم بویژه استانهای دیگر به غیر تهران کمی غربیه به حساب می امد اما گفتار و رفتاری کاملا متفاوت داشت نسبت به دیگر کاندیدها . خب اینجا بود طبقه سه جامعه که هیچ خیری از دو دولت گذشته ندیده بود با کمی تعامل که ایا این اقای احمدی نژاد برنده می شود یا نمی شود به ایشان رای دادند و از انجا که خداوند کمک مردم کرد و اون گوهر پنهان شده ملت پیدا شد و به دور دوم کشیده شد بود اونم در مقابل کسی در دور دوم قرار گرفت که هشت سال خون دل به قشر مستضف کرد و زندگی انها را تیره تار شده بود .خوب اینجا بود که مردم باید فریاد خود را به اسمانها می رساندند و از این طریق یک سیلی محکمی به این طیف زدند . و اقای احمدی نژاد ریس جمهور اسلامی ایران شد و ملت مستضعف نفسی تازه کرد و با خودشان گفتند که این بار اشتباه نکرده ایم . اری اشتباه نکرده بودیم و درست انتخاب کردیم و ثمره این انتخاب صحیح را در طول چهار سال به چشمان خودمان دیدیم و با دستان خود لمس کردیم .جای بسی تعمل بود که ما که زمانی حتی ارزوی دیدن یک مدیر کل در ذهنهای خودمان حبس کرده بودیم اینبار اتفاق بزرگی رخ داده بود و ریس جمهور مردمی خودمان را در بین خود می دیدیم ، اری نه خواب و نه رویا بلکه اون را از نزدیک دیدیم که چگونه استین همت را بالا زده و به کمک مردم امده تا اون دولتی که امام شهدا و شهدای انقلاب در سر داشتند را با چشمان خود ببینند.  احمدی نژاد امده بود تا بجای انکه به فکر اطافیان و قدرت طلبی خود و دیگر دوستان خود باشد به فکر طبقه سه جامعه بود .و... تا اینکه رسید یم به انتخاب دهم ولی اینبار خیلی با اتخابات گذشته فرق داشت چون در طول این مدت چهار سال افرادی که در دو دولت گذشته به فکر ثروت اندوزی و قدرت طلبی بودند کمی دستان خود را از این کارها دور می دیدند.این طور شد که با تمام توان به مبارزه با این ابر مرد تاریخ امدند تا اینکه این مرد خستگی ناپذیر را به زیر بکشانند . این طور شد که دل به ارای خاموش سپرده بودند ولی نمی دانستند که ارای همیشه روشن هستند و هر وقت که بخواهند با برگ رای خود دهان استکبار را خورد می کنند اینها افرادی بودند که غیر از برگ رای خود راهی دیگر نداشتند . اما در انتخاب دهم حماسه فراموش نشدنی به این گروه اصلاحطلبان دادند که گویی تا سالیان سال در کما به سر ببرند خلاصه دیگه شما را زیاد خسته نکنم و تمام این صحبتها را در یک جمله از رهبر عزیز و پدر ما ملت ایت الله خامنه ای خلاصه می کنم که ایشان فرمودند مشکل اینها چیزی است که ملت ایران را نمی شناسند. اری همین طور است .
¤ نوشته شده در ساعت 04:27 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

جریان دوم خرداد یها در 22 خرداد 88 به تاریخ پیوستند
  انتخابات دهم هم با هر چه خوبی و بدی داشت گذشت اما نکاتی در این انتخابات نهفته بود که می توان اون را به عنوان یک کتاب برای تجزیه و تحلیل در دانشگاهها بخصوص رشته های جامعه شناسی و روان شناسی تدریس کرد . این انتخابات ، انتخاباتی بود که در ان فکر کنم تن یک عده از افرادی که جان و مال خود را در طول انقلاب نثار ملت ایران کرده بودند لرزید. جایی که ای کاش شهید بزرگوار باکری حاضر بود . تا ببیند که خانم محترمش چه شعارهایی در سر داشت و چه بیانیه هایی از اعلام حمایت افرادی خاص می نوشت. کاش شهید رجایی هم در بین ما حضور داشت (گرچه می دانم روح ملکوتی این انسانهای بزرگ برای همیشه در بین ما هستند. ) و می دید که خانم محترمش دم از افرادی می زد که ذره ای از افکار و رفتار شهید رجایی در این اشخاص نمی توان یافت ، اقای رجایی هیچ موقع بی قانونی را در کارها و گفتار خود نمی گنجاند بلکه با ان مبارزه می کرد ، اقای رجایی هیچ موقع برای به قدرت رسیدن و منافع شخصی خود و اطرافیانش مردم را به خیابانها نمی کشاند و از انها پلی برای رسیدن به اهداف خود استفاده نمی کرد ، شهید رجایی هیچ موقع مردم بی گناه را به کشتن نمی داد و انها را به خاک خون نمی کشید برای رسیدن به اهداف و قدرت . کاش خانم محترم رجایی به این نکات توجه می کرد و بعد اعلام طرفداری می کرد . تا جایی که به نظر بنده اقای موسوی روحی بلند و ملکوتی را ازرده خاطر کرد (امام ره)  که با بی قانونی می خواست ارمانهای امام را زنده کند . اقای موسوی با راه پیمایی های بی قانونی جان انسانهایی را گرفت و انان را به خاک خون کشید . اقای موسوی امده بود تا با بی قانونی و زیر پا گذاشتن قانون ، تمام شخصیتهای نظام را لگد مال کند . اقای موسوی امده بود تا با رنگ سبز و شال سبز ارمانهای پیامبر اعظم (ص) را زنده نگه دارد که خود شما ها دیدید. اقای موسوی همه را دروغگو خطاب می کرد و خود را راستگو اما یک سیلی برق اسایی از ملت ایران خورد که تا سالیان سال در ذهنش باقی خواهد ماند تا جایی که دیگر به نظر من حتی نمی تواند به کار بیست ساله خود (نقاشی کردن ) برگردد.  و... اما نکته قابل تعمل ان اینکه همسر محترم اقای موسوی خانم رهنورد برای زیر سوال بردن انتخابات مدارکی داشت که جای بسی تاسف دارد اینکه این مدارک از زبان یک دکترای دانشگاهی و جزء هیئت علمی دانشگاه بیرون می اید . گرچه این ها را باید گذاشت به حساب اون مدارک قلابی این خانم محترم ،اما مدارک خانم رهنورد برای ابطال ارای مردم 1- مردم اذربایجان تا فرزند خود شان باشد نباید به دیگری رای دهند . 2- مردم لرستان چون اقای موسوی داماد انها به حساب می اید نمی ایند و به دیگری رای دهند و... چه مداراک مزخرفی و بچه گانه ای . شاید هم اینگونه گفتار بر می گردد به سران دانشگاه ازاد که همینطور به افراد مدارک قلابی و بدون پشتوانه علمی ارائه می دهند . اقای موسوی کسی بود که شورای نگهبان اون را انتخاب کرده بود تا وارد عرصه تبلیغات دهم شود اما همین که رای نیاورد همه چیز را زیر سوال برد . اقای موسوی منطقی داشت که ماه ها پیش از انتخابات همگام با رسانه های بیگانه  می گفت اگر تقلب نشود من ریس جمهور می شود . ایشان هنوز در حال انتخابات بودند مردم ، که در کنفرانسی اعلام پیروزی کرد . بعد هم طبق همان فرمایشات گذشته خود گفت چون من در تهران رای بیشتری اورده ام پس برنده انتخابات هستم ایشان فکر می کردند که تمام ایران در تهران خلاصه می شود . و... ایا یک چنین فردی با این افکار لیاقت چنین سمتی دارد ؟اما در پایان به زباله دان  تاریخ  پیوستن یک جریان بی منطق  و بی قانون (دوم خردادی ها اصلاحطلبان )  را به تمامی ملت بزرگ ایران تبریک عرض می نمایم و از تک تک افرادی که در 22 خرداد با اون تشیعع جنازه حماسی این گروه را به خاک سپردند تشکر می کنم . گرچه این گروه و حزب سالها بود که به کما رفته بود ولی در این روز بزرگ با بدرقه دهها میلیونی شما در  جایگاه ابدی خود ارام گرفت . 
¤ نوشته شده در ساعت 06:59 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

بازنده اصلی اتخابات ریاست جمهوری دهم اقای لاریجانی چرا چون....
 بازنده اصلی اتخابات ریاست جمهوری دهم اقای لاریجانی چرا چون.... به نظر من بازنده اصلی انتخابات دهم اقای لاریجانی بود . چون ایشان با حرکات زیرکانه خود اون کارهایی که باید بر ضد اقای احمدی نژاد انجام دهد داد . ولی راهی به پیش نبرد و اون عده از انسانهایی هم که باید متوجه خرابکاری ها و عقده چند ساله لاریجانی نسبت به احمدی نژاد را متوجه بشوند فهمیدند که لاریجانی برای رسیدن به پست و مقام از هر ترفندی استفاده می کند. ما باز می گردیم به 4 سال گذشته که اقای لاریجانی شکست تحقیر امیزی در انتخابات نهم خورد . البته فکر کنم که اقای احمدی نژاد یک اشتباه هم کردند که این شکست خورده انتخابات نهم (لاریجانی ) را با انتخاب به دبیر شورای امنیت اون ابروی بر باد رفته لاریجانی را تا حدودی باز گرداند ولی دید که این اقای لاریجانی چگونه جواب دکتر احمدی نژاد را داد . بگذریم . شاید تنها کسی که در جبهه اصولگرایان ارزوی نابود شدن احمدی نژاد را دارد همین لاریجانی باشد . برای اثبات این جمله می توان به  نامه ای که دکتر احمدی نژاد به اقای لاریجانی نوشت و لاریجانی در جواب نامه دکتر احمدی نژاد را بیشتر شبیه به ظنز خواند تا نامه که می توانید نامه هر دو این عزیزان را در همین وبلاگ مشاهده کنید . اما اثبات دیگر ی اینکه اقای لاریجانی در این قضیه اتفاقات اخیر (انتخابات دهم ) هم نتوانست خشم خود را از پیروزی قاطع و چشم دشمن کور کن اقای احمدی نژاد فرو ریزد و باز لب به سخن گشود و با صحبتهای جهت دار خود شورای نگهبان را زیر سوال برد . ایا لاریجانی در این هیاهو و اغتشاش های تهران نمی توانست بهتر صحبت کند و حتی موضع خود را اعلام نکند تا بیشتر مردم به اون چهره کثیفش پی نبرند . با این اوصاف است که بنده لاریجانی را یکی از بازنده های اصلی این انتخابات نام می برم و براییش از خداوند طلب صبر و مغفرت می خواهم . تا جایی که در اینده پیش بینی میکنم که اقای لاریجانی هم مثل اقای موسوی از اب دراید ولی تا اون زمان شاید مردم بیشتر از امروز پی به چهره پلید و کثیف این اقا پی ببرند .
¤ نوشته شده در ساعت 03:28 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

بازنده اصلی اتخابات ریاست جمهوری دهم اقای لاریجانی چرا چون....
 بازنده اصلی اتخابات ریاست جمهوری دهم اقای لاریجانی چرا چون.... به نظر من بازنده اصلی انتخابات دهم اقای لاریجانی بود . چون ایشان با حرکات زیرکانه خود اون کارهایی که باید بر ضد اقای احمدی نژاد انجام دهد داد . ولی راهی به پیش نبرد و اون عده از انسانهایی هم که باید متوجه خرابکاری ها و عقده چند ساله لاریجانی نسبت به احمدی نژاد را متوجه بشوند فهمیدند که لاریجانی برای رسیدن به پست و مقام از هر ترفندی استفاده می کند. ما باز می گردیم به 4 سال گذشته که اقای لاریجانی شکست تحقیر امیزی در انتخابات نهم خورد . البته فکر کنم که اقای احمدی نژاد یک اشتباه هم کردند که این شکست خورده انتخابات نهم (لاریجانی ) را با انتخاب به دبیر شورای امنیت اون ابروی بر باد رفته لاریجانی را تا حدودی باز گرداند ولی دید که این اقای لاریجانی چگونه جواب دکتر احمدی نژاد را داد . بگذریم . شاید تنها کسی که در جبهه اصولگرایان ارزوی نابود شدن احمدی نژاد را دارد همین لاریجانی باشد . برای اثبات این جمله می توان به  نامه ای که دکتر احمدی نژاد به اقای لاریجانی نوشت و لاریجانی در جواب نامه دکتر احمدی نژاد را بیشتر شبیه به ظنز خواند تا نامه که می توانید نامه هر دو این عزیزان را در همین وبلاگ مشاهده کنید . اما اثبات دیگر ی اینکه اقای لاریجانی در این قضیه اتفاقات اخیر (انتخابات دهم ) هم نتوانست خشم خود را از پیروزی قاطع و چشم دشمن کور کن اقای احمدی نژاد فرو ریزد و باز لب به سخن گشود و با صحبتهای جهت دار خود شورای نگهبان را زیر سوال برد . ایا لاریجانی در این هیاهو و اغتشاش های تهران نمی توانست بهتر صحبت کند و حتی موضع خود را اعلام نکند تا بیشتر مردم به اون چهره کثیفش پی نبرند . با این اوصاف است که بنده لاریجانی را یکی از بازنده های اصلی این انتخابات نام می برم و براییش از خداوند طلب صبر و مغفرت می خواهم . تا جایی که در اینده پیش بینی میکنم که اقای لاریجانی هم مثل اقای موسوی از اب دراید ولی تا اون زمان شاید مردم بیشتر از امروز پی به چهره پلید و کثیف این اقا پی ببرند .
¤ نوشته شده در ساعت 03:28 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

بیانیه گروه اصلاح طلبان و جریان دوم خرداد ها
طنز به اطلاع عموم ملت ایران می رساند که مراسم هفتمین روز درگذشت اصلاح طلبان و دوم خردادی ها مجلس یادبودی در دشت لوت برگزار می گردد . به همین مناسبت از  گروه دوم خردادیها و اصلاح طلبان  بیانیه ای صادر شده است که توجه شما را به ان جلب می کنم :                       ملت بزرگ ایران از اینکه یک بار دیگر سیلی بزرگ به اندازه قدرت 5/24 ملیون نفر بر جنازه پوسیده اصلاحات و جریان دوم خردادی ها زدید تشکر و قدردانی می کنیم و امیدواریم که در عالم برزخ کسانی که افکار این گروه را در ذهن دارند هر چه سریعتر به ما بپوندند.  از اینکه یک بار دیگر یک نه بزرگ به ما گفتید تاسف می خوریم . و یک بار دیگر گوش زد می کنیم که نتوانستیم یک بار دیگر مثل 16 سال گذشته دوران اصلاحات (هاشمی خاتمی ) شما را در زیر لاستیک های سرمایه داری و قدرت خود له کنیم معذرت می خواهیم .  همچنین از کلیه افرادی (بیست و چهار نیم میلیون نفر) که در روز 22 خرداد جنازه پوسیده ما ( خاتمی موسوی هاشمی کروبی رضایی ) برای همیشه به زباله دان تاریخ فرستادید تشکر می کنیم که همانا شما ملت ایران لیاقت ما نداشتید .
¤ نوشته شده در ساعت 04:26 توسط حسين فرخنده | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (1)

©2006 - Powered by AftaBlog.com